ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٦٣٧ - باب بيست و هشتم تصريح به امامت و اشاره بخلافت آن حضرت
از اوامر او اطاعت نمائيد پس از اين رسول مراجعه كرد و احمد بمحل خود برگشت پرسيد رسول با تو چه گفت گفتم سخن بر خلافى بيان نكرد احمد پاسخ داد آنچه را او گفت من همه را شنيدم و بالاخره گفتههاى رسول را بدون كم و زياد بمن اطلاع داد.
من ناراحت شده و اظهار داشتم با اين عملت مرتكب حرامشده زيرا خدا ميفرمايد «لا تجسسوا» بسخنهاى ديگران گوش ندهيد و از امور نهانى افراد تجسس ننمائيد و اينك كه آنچه را نبايد بشنوى شنيدى آنها را بعنوان گواهى نگه دار شايد روزى ما به شهادت تو نيازمند باشيم و زنهار تا موقع مقتضى اظهار ننمائى بامداد رسالت نامبرده را در ده نسخه نگاشته و آنها را مهر كرده و در ميان ده نفر از بزرگان ياران خود تقسيم نمودم و گفتم هر گاه پيش از آنكه آنها را از شما مطالبه نمايم عارضه مرگ گريبان مرا گرفت نامهها را گشوده و بمضمون آنها عمل نمائيد.
پس از رحلت حضرت ابو جعفر خانهنشين شده و بيرون نيامدم تا وقتى كه اطلاع پيدا كردم بزرگان صحابه نزد محمد بن فرج گرد آمده و در خصوص امر امامت با وى سخن ميگويند محمد مرا از اجتماع آنان اعلام كرده گفت هر گاه خوف شهرت در كار نبود با همين جمعيت پيش تو مىآمدم ليكن صلاح در اينست خود سوار شده براى ابراز امر حق پيش ما بيائى.
من هم طبق درخواست نامبرده سوار شده بآن مجمع وارد شده چنانچه تذكر داده عده بسيارى گرد آمده لكن با اندك آزمايشى معلوم شد بعارضه شك مبتلا شدهاند من براى رفع شك و شبهه به آنها كه نامههاى ممهور من نزدشان بود و حضور داشتند پيشنهاد كردم تا رقعههاى امانتى را بر اهل مجمع ارائه