ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٦٢٤ - باب بيست و پنجم مناقب و دلائل و معجزات حضرت جواد
خدا را مىستايم و به روزى او اقرار دارم و او را خداى يكتاى بىهمتا ميدانم و در برابر وحدانيت او خاكسارم و درود خدا بر محمد آقاى آفريدگان و بر خاندان برگزيده او باد اما بعد از فضل خدا بر بندگان خود آنست كه آنها را به اعطاى حلال از حرام خدا بينياز ساخته و فرموده مردان و زنان بىزن و شوهر و بندگان نيكوكار و كنيزان خود را همسر دهيد كه اگر بىنوا باشند خدا آنها را از بخشش جود توانگر سازد و او دارا و داناست.
اينك محمد بن على بن موسى ام الفضل دختر عبد اللَّه مأمون را در برابر كابين جدهاش فاطمه دختر محمد كه پانصد درهم رايج و صحيح است بهمسرى ميطلبد تو اى مأمون دختر خود را بهمين كابين بهمسرى وى مىپذيرى؟ مأمون پاسخ داد آرى منهم دختر خود ام الفضل را بهمان كابين بهمسرى تو در- آوردم شما هم اين همسرى را مىپذيرى؟ حضرت ابو جعفر فرمود آرى منهم پذيرفتم و خرسندم.
پس از اين مأمون دستور داد هر كس از خاصه و عامه در هر كجا كه نشسته حركت ننمايد.
ريان گويد فاصله نشد صداهائى مانند صداهاى ناخدايان كه با يك ديگر بطرز خاص گفتگو مى- كنند بگوش ما رسيد در اين هنگام دربانان وارد شده و كشتى كه از نقره ساخته شده بود و با ريسمانهائى از ابريشم بر روى گارى بسته و آن را مملو از عطر كرده بودند وارد ساختند مأمون دستور داد نخست محاسن خواص را از آن خوش بو كرده آنگاه به اطاقى كه سايرين نشسته بودند برده و محاسن آنها را نيز معطر ساختند پس از اين فرمان داد سفرهها گسترده و بغذا خوردن پرداخته و جايزههاى بسيار باندازه موقعيت و مقام هر فردى اعطا شد.