ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٥٨٩ - باب نوزدهم فرزندان و بخشى از اخبار مربوط به آنان
اسماعيل بن موسى ميگفته پدر بزرگوارم روزى با عده از فرزندانش بيكى از متعلقاتش كه خارج مدينه بود و نام آن را يحيى كه راوى اين خبر بوده فراموش كرده تشريف برد احمد نيز با ما بود و آن روز بيست نفر از خادمان حضرت موسى بن جعفر اطراف احمد را داشتند و پيوسته مواظب او بودند چنانچه اگر مىايستاد مىايستادند و اگر مىنشست مىنشستند و با آن همه كه غلامان پدرم مواظب بودند باز هم پدر بزرگوارم دقيقه از وى غفلت نميكرد در عين حال از آن محل خارج نشديم مگر اينكه از ميان همه ما تصادفا سر او شكست.
محمد بن موسى، مردى فاضل و نيكوكار بود.
هاشميه كه كارگذار رقيه بنت موسى بن جعفر بود حكايت ميكرد محمد اهل طهارت و نماز بود و تمام شب را بوضو و نماز ميگذرانيد و صداى ريزش آب وضوء بگوش ميرسيد و بنماز مشغول ميشد پس از آن ساعتى ميخوابيد پس از آن صداى ريزش آب وضويش بگوش ميرسيد باز به نماز برميخاست و بهمين طريق تا بامداد بسر ميبرد.
و هر گاه محمد را ميديدم بياد فرموده خدا مىافتادم كه ميفرمايد كانُوا قَلِيلًا مِنَ اللَّيْلِ ما يَهْجَعُونَ، بندگان با حقيقت خدا همانها هستند كه شب را كمتر ميخوابند.
ابراهيم بن موسى؛ مردى دلاور و كريم بود.
در روزگار مأمون به امارت يمن مشغول بود و اين منصب را از ناحيه محمد بن زيد نواده حضرت