ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٥٧٧ - باب هفدهم بخشى از فضائل و مناقب و حالاتى كه دليل بر برترى او بر ديگرانست
فرمود چه مقدار آرزومندى از اين زمين عائد تو شود؟ گفت من از غيب اطلاعى ندارم، فرمود چه اندازه خيال ميكنى حاصل نصيب تو شود؟ عرضكرد خيال ميكنم دويست دينار بهره عائد من شود حضرت همان جا كيسه كه سيصد دينار در آن بود بيرون آورده باو مرحمت كرد و فرمود اين كيسه نتيجهايست كه بايد از اين زرع استفاده كنى و خدا هم از زرع تو آنچه را اميدوارى عنايت ميفرمايد:
عمرى شرمنده شده از جا برخاست و سر مباركش را بوسيد و درخواست كرد از كرده زشت او درگذرند. حضرت لبخندى زده تشريف برد راوى گويد هنگامى كه نامبرده حضرت ابو الحسن ع را در مسجد ديد گفت «خدا ميداند خورشيد رسالتش را در چه آسمانى ظاهر فرمايد» ياران حضرت كه اين سخن بر خلاف انتظار را از او شنيدند اطراف او را گرفته و گفتند چه پيشآمد كرده كه از جناب او ستايش مى- كنى با آنكه باو و خاندانش ناسزا ميگفتى گفت آنچه را شنيديد گفتم همين بود و براى آن حضرت دعا كرد بالاخره ياران حضرت براى اطلاع از حقيقت با وى بجدال پرداختند.
حضرت از مسجد بمنزل تشريف برد و به آنها كه آهنگ قتل نامبرده را داشتند فرمود آنچه را شما ميخواستيد انجام دهيد بهتر بود يا عملى را كه من نسبت باو انجام دادم زيرا من فيما بين خود و او را بهمان اندازه كه فهميديد اصلاح كردم و شر او را از سر خود دور ساختم.
عده از اهل علم گفتهاند كه جائزههاى حضرت ابو الحسن از دويست تا سيصد دينار ميرسيد و كيسههاى آن جناب ضرب المثل بود.
روايت كردهاند هنگامى كه هرون الرشيد به حج بيت اللَّه عزيمت كرد و نزديك مدينه رسيد بزرگان