ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٤٧٠ - فصل - ٣ آغاز حركت حسين ع
بجايگاه خود رهسپار شده ياران خود را مخاطب ساخته گفت كداميك از شما مىتوانيد اسبها را بر بدن حسين ع بتازانيد ده نفر از آن جمله اسحق بن حيوه و اخنس بن مرثد براى اين كار شوم پيشنهاد داده و اسبها بر بدن آزرده و پر از جراحت حسين ع راندند چنانچه پشت مباركش را درهم شكستند.
در همان روز كه روز عاشورا بود پسر سعد براى آنكه هر چه زودتر مأموريت خود را انجام داده باشد و ثابت كند تا چه پايه زنازاده و بيدين بوده سر بريده حضرت ابا عبد اللَّه ع را باتفاق حميد بن مسلم و خولى بن يزيد براى پسر زياد فرستاد و دستور داد سرهاى ساير شهدا را كه هفتاد و دو نفر بوده نيز از بدنها جدا نموده و آنها را همراه شمر و قيس بن اشعث و عمرو بن حجاج بكوفه فرستاد.
پسر سعد عصر روز عاشورا و روز يازدهم را تا اول ظهر در كربلا بود آنگاه دستور داد بياران خود آماده كوچ كردن بطرف كوفه شوند و نيز فرمان صادر كرد تا دختران و خواهران و ساير زنان و كودكان و حضرت على بن الحسين ع را كه بيمار و مشرف بموت بود بر مركب اسيرى سوار كرده همراه خود به كوفه ببرند.[١] هنگامى كه پسر سعد باتفاق اسيران بطرف كوفه كوچ كردند گروهى از بنى اسد كه در غاضريه منزل كرده بودند بقتلگاه شهيدان آمده بر اجساد طاهرات آنان نماز گزارده و امام حسين ع را در محلى كه اكنون مرقد شريف آن حضرت است دفن كردند و على اكبر را در پائين پاى مبارك مدفون ساختند و نيز در
[١]\sُ حدى زد ساربان كفر و طغيان\z بياوردند اشترهاى عريان\z به بعضى محمل بشكسته شد بار\z به بعضى بار شد درهاى شهوار\z يكى پير اشترى زارى ضعيفى\z ز ره افتادهاى خوارى نحيفى\z بياوردند آن قوم ستمكار\z كه تا بر او نشيند شاه بيمار\z بزير ناقه پاى آن مكرم\z چو عقد عشق بر بستند محكم\z\E