ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٣٨٥ - فصل - ٢ پس از رحلت امام حسن
عبيد اللَّه را براى او بفرست سپس مسلم بن عمرو باهلى را احضار كرده و نامه بضميمه ابلاغيه براى عبيد اللَّه نوشت.
رعاياى من از كوفه نوشتهاند پسر عقيل در كوفه آمده و مردم را گرد خود جمع كرده و مى- خواهد بدين وسيله آشوب و فتنهجوئى نمايد و تفرقه در ميان مسلمانان برقرار بسازد بمجردى كه از مضمون نامه من اطلاع يافتى بطرف كوفه حركت كن او را گرفته يا محكم بهبند و يا بكش و يا تبعيد نما و السلام.
چنانچه اشاره شد نامه ايالتى كوفه را هم باين نامه ضميمه كرد.
مسلم بن عمرو به بصره آمده و ابلاغيه و نامه را به عبيد اللَّه تسليم كرد عبيد اللَّه هم بلا فاصله اسباب سفر كوفه را فراهم ساخته فردا بعزم كوفه حركت كرد و برادر خود عثمان را جاىنشين خود قرار داد.
عبيد اللَّه بهمراهى مسلم بن عمرو باهلى و شريك بن اعور و خاندان و لشكريانش از بصره حركت كرده وارد كوفه شد.
پسر زياد هنگام ورود بكوفه عمامه سياهى بسر گذارده و پوزبندى بصورت افكنده مردم كه از آمدن حسين ع باخبر بودند خيال كردند حسين ع وارد شده بهر دسته از مردم كه ميرسيد باو سلام مى- كرده و مىگفتند خوش آمدى و صفا آوردى اى پسر رسول خدا ص عبيد اللَّه از اشتباه مردم بسيار ناراحت شد مسلم بن عمرو هنگامى كه ديد مردم بيگدار بآب زده و از راه نادانى بوى اظهار محبت مىكنند گفت دور شويد اين شخص پسر زياد است و حسين نيست.