ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٣٥٨ - فصل - ١ سبب وفات
بدون جرم به بيچارگى بيفتد.
زياد مخارقى گفته هنگامى كه وفات امام حسن ع نزديك شد حضرت امام حسين ع را طلبيده فرمود اى برادر بهمين زودى از تو جدا مىشوم و بديدار خداى خود نائل مىگردم، من مسموم شدم و امروز پاره جگر خود را در ميان طشت ديدم و ميدانم چه كسى اين جفا را بر من كرده و از كجا سرچشمه گرفته و من در پيشگاه خدا با وى دشمنى خواهم كرد اينك سوگند بحقى كه بر تو دارم از اين پيشآمد و مرتكب آن، تعقيب مكن و منتظر باش تا خدا در باره من چه خواهد كرد.
اينك هر گاه من از دنيا رحلت كردم چشم مرا بپوشان و غسل بده و كفن كن و بر سرير گذارده كنار مرقد همايون جدم ص ببر تا عهدى تازه كنم سپس مرا پهلوى قبر جدهام فاطمه بنت اسد ببر و در آنجا بخاك بسپار و بزودى خواهى دانست كه جمعى مىپندارند مىخواهى مرا در كنار قبر جدم مدفون بدارى و براى جلوگيرى گرد مىآيند اكنون بتو سفارش مىكنم براى خاطر خدا سعى كن در پاى جنازه من، خون باندازه شيشه حجامتى ريخته نشود.
آنگاه بوى وصيت كرد كسان و فرزندان و بازماندههاى او را تحت نظر خود قرار داده و به وصيت على ع كه بحضرت مشار اليه نموده عمل كند و بالاخره مانند امام مجتبى در هنگامى كه بخلافت رسيد و پدرش او را سرپرست خاندان خود قرار داد و مردم را بانجام فرامين امام مجتبى هدايت نمود و پس از خود او را بعنوان جانشينى معرفى كرد حضرت امام حسين همان رويه را پيشه بگيرد.
چون امام حسن ع رحلت فرمود حضرت امام حسين ع برادر را غسل داد و كفن كرد و بر روى سرير گذارده حسب الوصيه براى آخرين وداع با قبر مقدس پيغمبر ص آماده مرقد مطهر او شد.