ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٣٢٥ - فصل - ٧٤ ظهور چشمه خوشگوار
على ع بلشكريان خود فرمود اكنون از تشنگى نجات يافتيد بار سفر بهبنديد و آماده پيكار شويد آنگاه خود حضرت امير ع نزديك آن سنگ آمده بدست خود آن را در محل اولش گذارده دستور داد اثر آن را با خاك محو سازند.
راهب در تمام اين مدت متوجه بكارهاى على ع و لشكريان او بود و چون ماجراى سيرابى و نابودى اثر چشمه بپايان رسيد صدا زد اى مردم مرا از اين دير فرود آوريد لشكر بهر حيلهاى كه بود نامبرده را پائين آوردند در برابر امير المؤمنين على ع ايستاده عرضكرد شما پيغمبر مرسل هستى؟ فرمود نه پرسيد (پس تو كه هستى) فرمود من وصى رسول خدا، محمد بن عبد اللَّه خاتم پيمبران. راهب عرضكرد دست مباركت را عنايت فرما تا عرض اسلام نمايم. على ع دست گشود فرمود شهادت به وحدانيت خدا و نبوت رسول او بده او گفت گواهى ميدهم خدائى جز خداى يكتاى بىهمتا نيست و شهادت ميدهم محمد بنده و رسول اوست و گواهم كه تو وصى رسول خدا و شايستهترين مردم بامور مربوط بآن جنابى.
على ع شرائط اسلام را باو گفت و از او پرسيد چرا مسلمان شدى؟ با آنكه ساليان درازى در اين دير سكونت گرفته و بر خلاف آئين الهى رفتار كردى؟ راهب عرضكرد سبب اسلام من آن بود كه اين دير را از آن جهت بنا كردهاند تا بزيارت كسى كه اين سنگ را از جا بكند و چشمه را از زير آن نمايان سازد مشرف شوند پارسايان پيش از من بهمين آرزو در اين سكونت يافته ليكن هيچ يك ادراك چنين سعادتى را ننمودند و من از پس همه آنها باين سعادت و نيكبختى رسيدم و خدا اين نعمت را بمن ارزانى داشت.
ما در يكى از كتب خود ديده و از علماء خود شنيدهايم كه در اين ناحيه چشمهايست و بر فراز آن