ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٢٣٠ - فصل - ١٢ گفتار در باره معرفت خود
دو نفر پيشين دنيا را ترك كردند و بپاداش خود نائل گرديدند و سومى آنها كه مانند كلاغى بود بجاى آنها مستقر گرديد تمام همّ او پركردن شكمش بود واى بر او اگر بالهاى خود را جمع كرده و سرش را بريده بود براى او بهتر بود اينك خود توجه كنيد اگر درست نگفتم انكار نمائيد و اگر راست گفتم بطرف حق بيائيد.
حق و باطلى در روزگار هست و هر يك خواهانى دارند اگر مىبينيد باطل در روزگار حكمفرما است از زمان قديم چنين بوده و اگر مىبينيد حق ضعيف و پامالست آنهم شايد بهمين آئين بوده و كمتر اتفاق مىافتد آنچه ادبار كرده اقبال نمايد و اگر نفوس شما بجانب شما برگردند شما مردمى نيكبختيد ليكن ميترسم به فترت و ناچارى گرفتار گرديد و تنها مأموريت من در اينست كه در راه هدايت شما بكوشم و همانا خاندان نيكوكار و پاك دامن و اصيل من در خوردى از همه بردبارتر و در بزرگى از همه داناترند ما خانواده از علم خدا استفاده ميكنيم و بداورى خدا حكومت مىنمائيم و از گفتار راستگو بهرهمند گرديدهايم اكنون اگر از ما پيروى كنيد از بينائى ما نتيجه خوبى خواهيد برد و گر نه خدا شما را بدست ما بهلاكت ميرساند.
پرچم حق باماست و كسى كه در ظل آن درآيد بحقيقت ميرسد و كسى كه خوددارى نمايد گرفتار غرقاب بيچارگى مىشود بدانيد بكمك ما خونبهاى هر مؤمنى اخذ مىشود و بدست ما گردن شما از زير بار ذلت خلاص ميگردد گشايش و پايان همه كارها بماست و بشما ارتباطى ندارد.