ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ١٦٢ - فصل - ٥٠ حجة الوداع
|
فرمود نبى كاين حكم از عالم بالاست |
امروز چو در رتبه على از همه اعلى است |
|
|
در ملك ولايت ولى و والى و والاست |
هر گونه تصرف كند او از همه اعلى است |
|
|
بايست بداند كه على سيد و مولاست |
آن كس كه مرا مولا ميداند و سالار |
|
چون از خطابه و معرفى على ع فارغ شد هنگام ظهر بود از منبر بزير آمده دو ركعت نماز گزارده مؤذن براى نماز جماعت مردم را دعوت كرد رسول خدا ص نماز ظهر را بجماعت بجا آورد و در سراپرده خود آرام گرفت و دستور داد على ع در خيمه خود كه برابر با سراپرده او بود بنشيند و بمسلمانان فرمان داد تا دسته دسته بر على ع وارد شوند و بوى مباركباد گفته و بعنوان امير المؤمنينى باو سلام كنند مسلمانان حسب الامر مىآمدند و بوى تهنيت گفته بنام امارت بر وى سلام ميكردند سپس بزنان خود و ساير از زنان فرمود آنها نيز بهمين عنوان بوى تبريك گفته و سلام كردند آنان هم مأموريت خود را انجام دادند.
در ميان مردمى كه عرض تبريك مىنمودند عمر بن خطاب از همه بيشتر تبريكات مفصل خود را بعرض رسانيده و زياده از اندازه اظهار خرسندى مىنمود و با اين جمله تبريك گفت «بخ بخ» لك يا على اصبحت مولاى و مولى كل مؤمن و مؤمنه آفرين بر تو و گوارا باد ترا اى على كه آقاى من و تمام زن و مرد مؤمن گرديدى.
حسان بن ثابت حضور رسول خدا ص آمده عرضه داشت آيا اجازه ميدهى در اين باره اشعارى به عرض برسانم كه خدا از آنها راضى باشد فرمود بنام خدا بگو حسان در جاى بلندى قرار گرفته مسلمانها همچنان كه آماده گوش دادن بودند گفت و سرود.
در روز غدير خم پيمبر مسلمانان را گردآورد و به آنها خطاب كرده گفت مولا و ولى شما كيست آنها بدون آنكه اظهار نفاق و دشمنى نمايند پاسخ دادند خداى ما مولاى ما و توهم ولى ما هستى و امروز