تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٩٧ - شيوه بيانى قرآن
نمىتواند شامل همه كفار باشد؛ وگرنه باب هدايت بسته مىشد؛ در حالى كه قرآن، خلاف آن را اعلام كرده است. چنين تعبيرى در سوره يس نيز- كه مكى است- وجود دارد؛ چنان كه مراد از «الَّذِينَ آمَنُوا» در مواردى كه بدون قرينه، در قرآن آمده، نخستين پيشگامان مسلمانان است كه به منظور شرافت بخشيدن، بدين خطاب ويژه گشتند.[١]
از طرفى، مخاطب قرار دادن گروهى ويژه، سبك كتاب نمىباشد. ويژگىها و خصوصيات ديگرى نيز وجود دارد كه نشانگر گفتارى بودن سبك قرآن و دور بودن آن از شيوه نگارش كتاب است.
اكنون پرسش اين است كه اگر بيشتر قضاياى قرآن، شخصى و زمانمند است، چه فايدهاى براى عموم مردم دارد؟ در حالى كه قرآن، كتاب هدايت براى همه مردم است.
در پاسخ به اين پرسش، توجه خوانندگان را به مفاهيم فراگير قرآن جلب مىكنيم كه از بطون آياتِ خاصنما، برداشت مىشود.
گفته شد كه قرآن، ظاهرى دارد و بطنى؛ ظاهرى بر اساس مورد نزول و ويژه كسانى كه قرآن در شأن آنان نزول يافته كه زمانمند است؛ و بطنى بر اساس تأويل كه عبارت است از مفاهيمى فراگير و جارى در همه زمانها. اين مفاهيم از مفهوم آيه استنباط شده، در پس پرده ظاهر تعبير، پنهاناند. همين مفاهيم فراگيرِ باطنىِ ظواهر قرآن، ماندگارى و جاودانگى قرآن را تضمين مىكنند و ملاك، همين باطن است، نه ظاهر تنزيل.
[م/ ٦٨] امام ابو جعفر باقر عليه السلام فرمود: « «اگر آيهاى در شأن گروهى نازل شود و با مُردن آنها، آيه نيز از بين برود، از آن قرآن چيزى نمىماند (بى فايده مىشد)، اما تا آسمان و زمين برجاست، قرآن، آغازش بر پايانش جارى است و براى هر گروه، آيهاى است كه آن را تلاوت مىكنند و از [مصاديق] آيات رحمت يا عذاب خواهند
[١] . بنگريد به: الميزن، ج ١، ص ٥٠.