تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٩٤ - شيوه بيانى قرآن
انجام دادنِ سعى، به دشوارى افتادند [كه آيا با وجود بُتها، جايز است يا خير؟] در اين هنگام، آيه نازل شد و دشوارى را برداشت و پندارِ منع را برطرف ساخت.[١] چنين چيزى در گفتار، به سبب تكيه بر شواهد معلوم، روا مىباشد، اما در نوشتار جايز نيست.
خداوند مىفرمايد: «الَّذِينَ قالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزادَهُمْ إِيماناً وَ قالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ»[٢]؛ «همان كسانى كه [برخى از] مردم به ايشان گفتند:" مردمان براى [جنگ با] شما گرد آمدهاند، پس از آنان بترسيد" و [لى اين سخن] بر ايمانشان افزود و گفتند:" خدا ما را بس است و نيكو حمايتگرى است."»
اين آيه، شرح حال مؤمنان پس از بازگشت از جنگ احد مىباشد. نبرد آنها را خسته كرده بود و رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم- كه از تصميم ابوسفيان براى بازگشت به جنگ و ريشهكنى مسلمانان آگاهى يافته بود- آنان را براى نبردى دوباره بسيج كرد.
[م/ ٦٧] گفته شده است كه آيه در جنگ بدر صغرى نازل گرديد. رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم با ابوسفيان قرار گذاشته بود كه يك سال پس از احد، به جنگ او بازگردد.
[در موعد مقرّر] ابوسفيان همراه با [گروهى از] اهل مكه به راه افتاد تا به عسفان رسيد. در اين هنگام، خداوند در دل او ترسى افكند و او تصميم به بازگشت گرفت.
در اين بين، نُعيم بن مسعود اشجعى را- كه راهى عمره بود- ملاقات كرد. ابوسفيان به او گفت: «من با محمد و اصحابش قرار گذاشتهام كه در موسم بدر، با هم رو به رو شويم، ولى اكنون خشكسالى است و [نبرد] جز در سالى كه از درختان و شير چهارپايان بهرهمند باشيم، به سود ما نيست؛ بدين جهت تصميم به بازگشت گرفتهام. از طرفى، خوش ندارم كه محمد به پيكار آيد و من نيايم؛ كه اين، بر جرأت
[١] . بنگريد به: مجمع البيان، ج ١، ص ٤٤٥.
[٢] . آل عمران( ٣) ١٧٣.