تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥٢١ - تفسير«الحمد لله»
[١/ ٤٢٩] ابن ابى حاتم از ضحاك روايت كرده است: «حمد، رداى رحمان است.»[١]
[١/ ٤٣٠] ابن منذر از ابو عبد الرحمان جبّائى چنين روايت كرده است: «نماز، شكر است؛ روزه، شكر است؛ و هر كار نيك كه براى خدا انجام دهى، شكر است؛ و برترين شكر، حمد مىباشد.»[٢]
مقصود آن است كه شكر، گاه عملى است و آن، نماز و روزه براى خدا در مقام شكرگزارى در برابر نعمتهاى او مىباشد. گاه نيز شكر، ذكرى است كه همان «الحمد للَّه» و ... مىباشد.
[١/ ٤٣١] ترمذى- در حالى كه آن را حسن دانسته است- نسائى، ابن ماجه، ابن حبّان و بيهقى در الشعب، از جابر بن عبد اللَّه نقل كردهاند كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود:
«بهترين ذكر[٣]، لا إله إلّااللَّه و برترين دعا[٤]، «الْحَمْدُ لِلَّهِ» است.»[٥]
[١/ ٤٣٢] ابن ماجه و بيهقى با سندى حسن، ازانس از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم روايت كردهاند: «هرگاه خداوند بر بندهاش نعمتى دهد و او بگويد: «الْحَمْدُ لِلَّهِ» آنچه [بدو] عطا مىشود، بهتر از چيزى خواهد بود كه گرفته است.»[٦]
[١/ ٤٣٣] بيهقى در الشعب، از جابر روايت كرده است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم
[١] . الدرّ، ج ١، ص ٣١؛ ابن ابى حاتم، ج ١، ص ٢٦؛ ابن كثير، ج ١، ص ٢٤.
[٢] . الدرّ، ج ١، ص ٣١ و ابن كثير، ج ٣، ص ٥٣٦.
[٣] . در الشعب، به جاى« ذكر»،« دعا» آمده است.
[٤] . در الشعب به جاى« دعا»،« ذكر» آمده است
[٥] . الدرّ، ج ١، ص ٣١؛ ترمذى، ج ٥، ص ١٣٠؛ نسائى، ج ٦، ص ٢٠٨؛ ابن ماجه، ج ٢، ص ١٢٤٩؛ ابن حبّان، ج ٣، ص ١٢٦؛ الشعب، ج ٤، ص ٩٠؛ الآداب( بيهقى)، ص ٢٩٣؛ كنز العمّال، ج ١، ص ٤١٤؛ حاكم، ج ١، ص ٤٩٨ و ٥٠٣؛ ابن كثير، ج ١، ص ٢٤ و ٢٥.
[٦] . الدرّ، ج ١، ص ٣١؛ ابن ماجه، ج ٢، ص ١٢٥٠؛ الشعب، ج ٤، ص ٩٩؛ ابن كثير، ج ١، ص ٢٥؛ الشكر للَّهِ( ابن ابى دنيا)، ص ١٢٢؛ قرطبى، ج ١، ص ١٣١.