تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٤١٦ - نظم بديع سوره حمد
صدوق بر اين حديث اعتماد كرده و آن را از طريق محمد بن قاسم مفسر استرآبادى از يوسف بن محمد بن زياد و على بن محمد بن يسار از پدرانشان از امام ابو محمد حسن عسكرى عليه السلام روايت كرده و در دو كتابش، عيون و امالى، نقل كرده است.[١]
[١/ ١٣٥] بيهقى در الشعب، از طريق ابن سليمان از ضحاك از عبد اللَّه بن عباس از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم شبيه به همين حديث را روايت كرده كه در آن آمده است كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: «خداوند سورهاى را بر من نازل كرد كه پيش از من، بر هيچ يك از پيامبران و رسولان نازل نكرده بود. خداى تعالى فرمود: اين سوره فاتحة الكتاب را بين خود و بندهام تقسيم كردم؛ نيمى از آن را براى خود و نيمى را براى آنان و آيهاى را بين خود و آنان قرار دادم.
هنگامى كه عبد بگويد: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ»، خداوند مىفرمايد: بندهام مرا با دو نام رقيق[٢] صدا زد كه يكى رقيقتر از ديگرى است؛ چرا كه رحيم رقيقتر از رحمان مىباشد؛ هر چند هر دو رقيق هستند.
آن گاه كه بگويد: «الْحَمْدُ لِلَّهِ»، خداوند مىفرمايد: بندهام مرا شكر كرد و ستود.
هنگامى كه بگويد: «رَبِّ الْعالَمِينَ»، خداوند مىفرمايد: بندهام گواهى داد كه من پروردگار جهانيان هستم (پروردگار انس و جنّ و فرشتگان و شياطين و پروردگار آفرينش و پروردگار هر چيز)[٣].
آن گاه كه بگويد: «الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ»، مىفرمايد: بندهام مرا تمجيد كرد.
آن هنگام كه بگويد: «مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ»؛ يعنى روز حساب، خداى تعالى
[١] . بنگريد به: العيون، ج ١، ص ٢٧٠ و ٢٧١؛ امالى، ص ٢٣٩ و ٢٤٠.
[٢] . بيهقى گويد:« شايد در نسخه اصلى تصحيفى روى داده و در اصل" رفيق" بوده است. رفيق از اسامى خداىتعالى است.» البته در اين روايت، جايى براى احتمال تصحيف وجود ندارد؛ چرا كه رقّت منشأ رحمت است.( دقت كنيد.) بحث در اين باره، در تفسير« الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» خواهد آمد.
[٣] . اين عبارت بنا بر تفسير مشهور« العالمين» به عالَمهاست؛ چنان كه گذشت.