تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٨٢ - حروف مقطعه در روايات
[٢.]" استواء" كه او عادل است و ستمكار نيست. الف نيز ذات متعادل دارد؛ [٣.]" انفراد": خداوند تنهاست؛ چونان الف كه يكى مىباشد؛ [٤.]" اتصال خلق به خدا"، اما خداوند به خلق متصل نيست. آفريدگان به او نيازمندند و او از آنان بىنياز مىباشد. الف نيز متصل به حرفى نمىباشد، ولى حروف به الف متصل مىشوند؛ [٥.] الف" منقطع از غير خود است" كه خداوند نيز با همه صفات خود، از خلقش منقطع است؛ [٦.]" معناى آن از الفت است." همان گونه كه خداوند سبب الفت آفريدگان است، الف نيز چنين مىباشد و حروف بر گرد آن، تأليف مىشوند و الف سبب الفت آنها مىشود.»[١]
حكما[٢] گفتهاند: «انديشههاى خلايق در آغاز خطاب خداوند- كه جايگاه فهم مىباشد- ناتوان گرديد؛ تا بدانند كه هيچ كس راهى به معرفت حقايق خطابش ندارد و تنها، اين را بدانند كه از شناخت حقيقت خطاب او ناتواناند.»
اعراب «الم» بنا بر ابتدائيت، رفع مىباشد. خبر آن نيز پس از آن مىآيد.
برخى گفتهاند: «الم» مبتدا، «ذلك» مبتداى دوم و «الكتاب» خبر مبتداى دوم است و مجموع مبتدا و خبر دوم، خبر مبتداى نخست مىباشد.[٣]
***
ابو عبداللَّه انصارى قرطبى نيز از گروهى از پيشينيان ياد كرده كه اين حروف، رموز و اسرارى است كه خداوند دانش آن را ويژه خود ساخته و تنها خدا از آن آگاه است. او مىگويد:
اهل تأويل درباره حروف آغاز سورهها اختلاف ديدگاه دارند. عامر شعبى،
[١] . مستندى براى اين حديث نيافتيم و به راستى، حديثى غريب مىباشد.( طبرسى اين حديث را در مجمع البيان( ج ١، ص ٣٢ و ٣٣) از حضرت گزارش كرده است.)
[٢] . در تفسير سُلَمى آمده است:« برخى از عراقىها گفتهاند: انديشه خلايق را در آغاز خطابش، متحيّر ساخت- در حالى كه آغاز خطاب، جايگاه فهم است- تا بدانند كه هيچ كس راهى به معرفت حقايق خطابش ندارد و تنها، اين را بدانند كه از شناخت حقيقت خطاب او ناتواناند.»
[٣] . بنگريد به: ثعلبى، ج ١، ص ١٣٦- ١٤٠.