تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٦ - نامهاى قرآن
واژه «كتاب» به صورت معرفه، در بيش از چهل مورد[١] و به صورت نكره، در پنج جا[٢] آمده است.
واژه «ذكر» در چند آيه به صورت معرفه[٣] و نكره[٤] آمده؛ بدين اعتبار كه قرآن تذكردهنده و يادآورنده است.[٥]
ساير اوصاف، تنها توصيف قرآن هستند، نه نامهاى آن.
[م/ ٢٣] عبداللَّه بن سنان از امام صادق عليه السلام درباره قرآن و فرقان پرسيد كه آيا اين دو، يك چيزند يا دو چيز؟ حضرتفرمود: «قرآن، همه كتاب است و فرقان، [آيات] محكمى كه عمل به آن واجب است.»[٦]
[م/ ٢٤] در حديثى ديگر چنين آمده: «قرآن، همه كتاب و اخبار آينده است و فرقان، [آيات] محكم كه بدان عمل مىشود و هر محكم، فرقان است.»[٧]
[م/ ٢٥] در حديث على بن ابراهيم قمى، با اسناد او به امام صادق عليه السلام، چنين آمده: «فرقان، هر امر محكم است و كتاب، همه قرآن مىباشد كه در آن، پيامبران پيشين تصديق شدهاند.»[٨]
اين، بدان جهت است كه واژه قرآن، نامى است براى آنچه قرائت مىشود و به
[١] . از جمله:« نَزَّلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ»( آل عمران( ٣) ٣)؛« ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فِيهِ»( بقره( ٢) ٢).
[٢] . از جمله:« وَ هذا كِتابٌ مُصَدِّقٌ لِساناً عَرَبِيًّا»( احقاف( ٤٦) ١٢)؛« كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ مُبارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آياتِهِ»( ص( ٣٨) ٢٩).
[٣] .« إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ»( حجر( ١٥) ٩)؛« وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ»( نحل( ١٦) ٤٤).
[٤] . مانند:« وَ هذا ذِكْرٌ مُبارَكٌ أَنْزَلْناهُ ...»( انبياء( ٢١) ٥٠).
[٥] .« وَ الْقُرْآنِ ذِي الذِّكْرِ»؛« سوكند به قرآن پر اندرز»( ص( ٣٨) ١)؛« وَ لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ»؛« و قطعاً، قرآن را براى پند آموزى، آسان كردهايم؛ پس آيا پند گيرندهاى هست؟»( قمر( ٥٤) ١٧).
[٦] . المعانى، ص ١٨٩ و ١٩٠؛ بحار الانوار، ج ٨٩، ص ١٥.
[٧] . عياشى، ج ١، ص ٢٠؛ بحار الانوار، ج ٨٩، ص ١٥.
[٨] . قمى، ج ١، ص ٩٦؛ عياشى، ج ١، ص ١٨٥؛ بحار الانوار، ج ٨٩، ص ١٦.