تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٦٦ - تأويلات مأثور از امامان اهل بيت عليهم السلام
براى فرو آوردن شأن امامان هستند تا به بالا بردن جايگاه فرازمند آنان. بخشى از مباحث در اين باره و نيز حرص گروهى نادان نسبت به جعل و دستكارى در احاديث اهل بيت عليهم السلام، پس از اين خواهد آمد. چه بسا، آنان «مىپندارند كه كار نيك انجام مىدهند.»[١]
شيعه از آنان بيزار است و ثمره كارشان، خانههايى است كه بامشان فرو ريخته است[٢]؛ پس عبرت گير و در معناى آن، درنگ كن.
اكنون به برخى از تأويلات صحيح اشاره مىشود كه مطابق با شيوه استوار تأويل است:
خداى تعالى فرمود: «وَ السَّماءَ رَفَعَها وَ وَضَعَ الْمِيزانَ. أَلَّا تَطْغَوْا فِي الْمِيزانِ. وَ أَقِيمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ وَ لا تُخْسِرُوا الْمِيزانَ»[٣]؛ «و آسمان را برافراشت و ميزان را گذاشت؛ تا مبادا از اندازه در گذريد؛ و وزن را بر اساس عدل، برپاداريد و در سنجش مكاهيد.»
شيخ ابو جعفر طوسى گويد: «و گفته شده: مراد از ميزان، عدل است؛ چرا كه عدالت، موازنه اسباب مىباشد و طغيان، افراط در عبور از حدّ در عدل است.»[٤]
اين سخن، برداشت مفهوم كلى از ميزان است؛ چرا كه موازنه، همان سنجش بين اشياء و نيز بين كارهاست، از اين رو محسوس و معقول را فرا مىگيرد.
علامه طباطبايى گويد: «مراد از ميزان، هر چيزى است كه با آن، چيزى اندازهگيرى مىشود؛ خواه عقيده باشد يا گفتار يا رفتار ... خداى تعالى فرمود: «لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْمِيزانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ»[٥]. ظاهر آن، هرگونه ابزار جداسازى حق از باطل، راستى از دروغ، عدالت از ظلم و فضيلت از
[١] .« يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً»( كهف( ١٨) ١٠٤).
[٢] .« فَتِلْكَ بُيُوتُهُمْ خاوِيَةً بِما ظَلَمُوا»( نمل( ٢٧) ٥٢).
[٣] . رحمان( ٥٥) ٧- ٩.
[٤] . التبيان، ج ٩، ص ٤٦٥.
[٥] . حديد( ٥٧) ٢٥:« به راستى، پيامبران خود را با دلايل آشكار روانه كرديم و با آنها، كتاب و ميزان را فرودآورديم؛ تا مردم به عدالت برخيزند.»