تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥٥٦ - تفسير«اهدنا الصراط المستقيم»
[١/ ٥٦٨] عبد بن حميد و ابن عساكر از طريق عاصم احول[١] از ابو عاليه نقل كردهاند كه درباره «صراط مستقيم» گفت: «منظور، رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم و دو مصاحب حضرت پس از او مىباشد.» راوى گويد: «ما آن را براى حسن بازگو كرديم. وى گفت: راست گفته است ...»[٢]
[١/ ٥٦٩] شايد اصل اين حديث، روايتى است كه مفسران نقل كردهاند. اين روايت را طبرانى با سند خود به اعمش از ابو وائل از عبد اللَّه بن مسعود نقل كرده است كه وى گفت: صراط مستقيم، آن است كه ما رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم را بر آن، ترك گفتيم.[٣] مقصود او نيز پيامبر اعظم صلى الله عليه و آله و سلم و اصحاب شايسته و تابعان نيكوكردار اوست؛ آنان كه روش و شيوه حضرت را پيمودند.
ابو جعفر طبرى گويد: «به نظر من، تفسير دقيقتر آيه- يعنى «اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ»- اين معناست: ما را بر رضاى خود و بر گفتار و كردار شايستهاى كه بندگانِ نعمتيافته خود را بدان موفق داشتى، ثابت قدم بدار. اين همان صراط مستقيم است؛ زيرا هر كس توفيق بهرهمندى از توفيقات نعمتيافتگان الهى را- كه همان پيامبران و صدّيقان و شهيدان هستند- يابد، همانا توفيق اسلام، تصديق پيامبران، تمسّك به كتاب، عمل به اوامر الهى، اجتناب از نواهى خداوند و پيروى از شيوه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم و روش خلفاى چهارگانه پس از او و هر بنده صالح را يافته كه همه اينها جزو صراط مستقيم است.»[٤]
[١] . وى پسر سليمان بصرى، غلام عثمان و بنابر قولى، پناهنده به آل زياد است. او مناصبى را عهده دار بود؛ ازجمله در كوفه، مسئول محاسبه( اداره امور) كيلها و وزنها و در مدائن، از سوى ابو جعفر، قاضى بود. يحيى بن سعيد تمايل اندكى به وى داشت. ابن ادريس گويد:« وى را ديدم به بازار آمد و گفت: اين را بزنيد؛ اين حكم را به پا داريد، بدين جهت از او چيزى روايت نمىكنم.» وهيب نيز به وى بى اعتنا بود؛ چرا كه بخشى از سيره او را انكار كرد. على بن مدينى از قطّان نقل كرده است كه وى حافظ نبود.( تهذيب التهذيب، ج ٥، ص ٤٣).
[٢] . الدرّ، ج ١، ص ٣٩ و ٤٠؛ ابن عساكر، ج ٤٤، ص ٢٥٩؛ ابن ابى حاتم، ج ١، ص ٣٠؛ حاكم، ج ٢، ص ٢٥٩.
[٣] . بنگريد به: ابن كثير، ج ١، ص ٣٠؛ المعجم الكبير، ج ١٠، ص ٢٠٠.
[٤] . طبرى، ج ١، ص ١١٠. ابن كثير نيز آن را در تفسيرش( ج ١، ص ٣٠) نقل كرده است.