تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥٥٥ - تفسير«اهدنا الصراط المستقيم»
محقق فيض كاشانى پس از نقل شمارى از اين احاديث، گويد: «همه اين احاديث نزد آگاهان از اسرار ائمه، به يك معنا باز مىگردد. توضيح آن، به مقدار فهم تو، چنين است: هر انسان از آغاز پيدايش تا پايان عمرش، انتقالات طبيعى و باطنى متعددى در كمال و حركاتى طبيعى و نفسانى دارد كه از تكرار كارها ناشى مىشود و از آنها، مقامات و حالاتى نشأت مىگيرد و پيوسته از مقامى به مقامى ديگر و از كمالى به كمالى ديگر منتقل مىگردد تا اين كه يا به عالَم عقلى و مقرّبان مىپيوندد و به ملأ اعلى و [درجه] سابقان ملحق مىشود، البته اگر توفيق يار او گردد و از كاملان باشد؛ يا به اصحاب يمين مىپيوندد، اگر از افراد متوسط باشد؛ يا با شياطين و اصحاب شِمال محشور مىشود، اگر شيطان سرپرستى وى را به عهده گيرد و عاقبتش با ذلت و خوارى قرين گردد.
اين است معناى صراط مستقيم. بخشى از آن، مسيرى است كه اگر فرد آن را بپيمايد، او را به بهشت رساند و آن راهى است كه شرع آن را در بر مىگيرد؛ چنان كه خداوند فرمود: «وَ إِنَّكَ لَتَهْدِي إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ»[١] (به راستى كه تو به خوبى، به راه راست هدايت مىكنى.) اين همان راه خدا و راه توحيد و معرفت و حدّ ميانه بين اضداد در اخلاق و التزام به اعمال صالح است.
خلاصه، آن كه صورت هدايت، همان است كه مؤمن در سراى دنيا براى خود ايجاد كرده است و در آن، به هدايت امامش اقتدا مىكند و در معنا، باريكتر از مو و تيزتر از شمشير است. راه تاريكى است كه كسى بدان راه نمىيابد؛ مگر آن كه خداوند برايش نورى براى راه رفتن بين مردم، قرار داده است. مردم نيز به مقدار نور خود مىكوشند بر آن بگذرند ...»[٢]
با وجود روايات ياد شده فراوان كه شيعه و سنى به اتفاق نظر، آن را روايت كردهاند.
[١] . شورى( ٤٢) ٥٢.
[٢] . صافى، ج ١، ص ١٢٧.