تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥٥٤ - تفسير«اهدنا الصراط المستقيم»
هستيم كه خداوند بندگان را به اطاعت آنان فرمان داد. هر كس مىخواهد، اين جا و هر كس مىخواهد، آن جا را بگيرد، [ولى] به خدا سوگند، ريسمانى [و مقصدى بهتر] از ما نمىيابيد.»[١]
[١/ ٥٦٣] صدوق با سند خود به ابو بصير از خيثمه جُعفى از امام باقر عليه السلام روايت كرده است: «ما برگزيدگان خدا و ما راه آشكار و صراط مستقيم به سوى خدا هستيم.»[٢]
[١/ ٥٦٤] همچنين صدوق با سند خود به مفضّل بن عمر روايت كرده است كه وى از امام صادق عليه السلام درباره صراط پرسيد. حضرت فرمود: «صراط راه شناخت خداست.
صراط در دنيا، امامى است كه اطاعت از او واجب مىباشد. هر كس در دنيا، بدو معرفت يابد و از هدايت او پيروى كند، بر صراط بگذرد و هر كس او را نشناسد، پايش بلغزد ...»[٣]
[١/ ٥٦٥] قمى با سند خود به سعدان بن مسلم روايت كرده است كه وى از امام صادق عليه السلام درباره صراط پرسيد. حضرت فرمود: «اين راه، باريكتر از مو و تيزتر از شمشير است. پس برخى از بندگان چونان برق، بر آن بگذرند و برخى همچون دويدن اسب و عدهاى پياده و شمارى ديگر با خزيدن از آن عبور كنند. نيز برخى از آنان بر آن آويزان شوند و بدين سان از آن بگذرند و آتش، بخشى از [بدن] آنها را فرا گيرد و بخشى را وا نهد.»[٤]
[١/ ٥٦٦] از امام صادق عليه السلام روايت شده: «صورت انسانى، همان راه راست به سمت هر خير و پل كشيده شده ميان بهشت و دوزخ است.»[٥]
[١/ ٥٦٧] در روايتى ديگر آمده: «صراط، تاريك است و مردم به مقدار نور خود، از آن مىگذرند.»[٦]
[١] . قمى، ج ٢، ص ٦٦.
[٢] . كمال الدين، ج ١، ص ٢٠٦.
[٣] . المعانى، ص ٣٢، با تلخيص.
[٤] . قمى، ج ١، ص ٢٩.
[٥] . صافى، ج ١، ص ١٢٧.
[٦] . همان.