تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥٣٤ - تفسير«العالمين»
اين صورت عالمين با عوالم يكى است؛ در حالى كه اين دو، به جاى هم به كار نمىروند؛ آن سان كه گذشت.
اكنون روايات در اين معنا نقل مىشود:
[١/ ٤٨٥] ابن جرير و ابن ابى حاتم از ابن عباس روايت كردهاند كه وى درباره «رَبِّ الْعالَمِينَ» گفت: «خداىِ همه آفريدگان؛ همه آسمانها و هر كه در آنهاست و همه زمينها و هر كه در آنهاست و همه كسانى كه بين آنها قرار دارند؛ اعم از آنچه معلوم است و آنچه نامعلوم مىباشد.»[١]
[١/ ٤٨٦] ابن جريج از قتاده نقل كرده است كه وى درباره «رَبِّ الْعالَمِينَ» گفت: «هر صنف، عالَمى است.»[٢]
[١/ ٤٨٧] ابن جرير و ابن ابى حاتم از ابو عاليه روايت كردهاند كه درباره «رَبِّ الْعالَمِينَ» گفت: «انسان، عالَمى و جنّ، عالَمى است و جز آن دو، هجده هزار عالَم از فرشتگان وجود دارد. زمين را چهار گوشه است و در هر گوشه، سه هزار و پانصد عالَم وجود دارد كه خداوند براى بندگانش آفريده است.»[٣]
[١/ ٤٨٨] حافظ ابن عساكر در شرح حال مروان بن محمد اموى نوشته كه وى گفته است: «خداوند هفده هزار عالم آفريد. اهل آسمانها و اهل زمين يك عالَم اند و ديگر عالمها را تنها خدا مىداند.»[٤]
[١] . طبرى، ج ١، ص ٩٤ و ٩٥؛ ابن ابى حاتم، ج ١، ص ٢٧؛ الدرّ، ج ١، ص ٣٤؛ ابن كثير، ج ١، ص ٢٥.
[٢] . الدرّ، ج ١، ص ٣٤؛ طبرى، ج ١، ص ٩٥؛ بغوى، ج ١، ص ٧٤، در آن آمده است:« قتاده، مجاهد و حسن گفتهاند: همه مخلوقات»؛ ابن كثير، ج ١، ص ٢٥؛ مجمع البيان، ج ١، ص ٥٦، در آن چنين آمده:« و گفته شده:" العالمين"، اسمى براى هر يك از اصناف است و اهل هر قرن از هر صنف، عالَم ناميده مىشود، بدين جهت، جمع بسته شد و عالمون گفته شد كه جمع هر عالَم در هر زمان است. اين ديدگاه بيشتر مفسران، همچون ابن عباس، سعيد بن جبير و قتاده مىباشد.»
[٣] . الدرّ، ج ١، ص ٣٤؛ طبرى، ج ١، ص ٩٥؛ ابن ابى حاتم، ج ١، ص ٢٧؛ قرطبى، ج ١، ص ١٣٨؛ ابن كثير، ج ١، ص ٣٥.
[٤] . ابن عساكر، ج ٥٧، ص ١٧٨؛ ابن كثير، ج ١، ص ٢٥.