تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥١ - تأويلهايى پذيرفتنى
كه اين مطلب، تفسير آيه است،[١] بلكه چيزى را يادآور شده كه در نگاه شرع،" ندّ" است كه قرآن از دو جهت بر آن گواهى داده است:
نخست: بيننده گاه، از معناى آيه مفهومى را از باب اعتبار [و فرض] برمىگيرد و آن را بر چيزى تطبيق مىدهد كه آيه درباره آن نازل نشده است؛ چرا كه همهدفِ آيه يا نزديك به هدف آن مىباشد. [در نمونه ياد شده] حقيقت" ندّ"، همان ضدى است كه در خلاف جهت آن باشد. نفس امّاره نيز چنين مىباشد؛ چرا كه به صاحب خود فرمان مىدهد كه به تمايلات او توجه كرده، نسبت به رعايت حقوق آفريدگار خود، غافل يا مانع [از آن] باشد. اين، همان مفهومى است كه در" ندّ" وجود دارد؛ زيرا مشركان بُتها را براى همين منظور نصب كرده بودند.
گواهِ صحت مطلب ياد شده، اين آيه است: «اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ»[٢] (اينان دانشمندان و راهبان خود را به جاى خدا، به الوهيت گرفتند.) آنان احبار و راهبان خود را در برابر خدا نمىپرستيدند، بلكه فرمانپذيرِ دستورهاى آنان بودند و از آنچه آنان نهىشان مىكردند، بى هيچ قيد و شرط، دست برمىداشتند؛ آنچه را آنان تحريم مىكردند، حرام شمرده، آنچه را جايز مىدانستند، حلال مىشمردند. بدين جهت خداى تعالى فرمود: «اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ». اين، حال و اوضاع كسى است كه از هواى نفس خود پيروى مىكند.
دوم: آيه ياد شده هرچند درباره بت پرستان نازل شده است، به مسلمانان نيز نظر دارد. آيا نمىبينى كه عمر بن خطاب به برخى از اهل ايمانِ دنيا طلب گفت: اين آيه شما را كجا مىبرد: «أَذْهَبْتُمْ طَيِّباتِكُمْ فِي حَياتِكُمُ الدُّنْيا»[٣] (نعمتهاى پاكيزه خود را در زندگى دنيايتان صَرف كرديد.)
[١] . اين، وجهى پسنديده است كه در آينده، بدان خواهيم پرداخت.
[٢] . توبه( ٩) ٣١.
[٣] . احقاف( ٤٦) ٢٠. روايت ياد شده در اين منابع آمده است: الشعب، ج ٥، ص ٣٤؛ كنز العمّال، ج ٣، ص ٧١٧؛ حاكم، ج ٢، ص ٤٥٥.