تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٤٩٧ - تفسير رمزى(اشارى) بسمله
گفت: «باء، بهاء خدا؛ سين، سناى خدا و ميم، مجد خداست.» كلينى گويد: برخى روايت كردهاند: «ميم، ملك خدا؛ و اللَّه اله همه چيز است؛ رحمان به همه آفريدگانش؛ و رحيم، تنها نسبت به مؤمنان.»[١]
مجلسى در شرح آن گويد: «حديث يادشده ضعيف است و بر فرض صحت، احتمال دارد كه حروف به صورت جداگانه، وضعها و معانى متعددى داشته باشند كه جز حجتهاى الهى، كس ديگرى آنها را نمىشناسد كه اين، يكى از زواياى علوم آنان و استنباطشان از قرآن است.»[٢]
عياشى روايت ياد شده را با همان متن و سند نقل كرده است.[٣] نيز صدوق در دو كتابش «التوحيد» و «معانى الاخبار».[٤]
[١/ ٣٤٩] همچنين صدوق با سندى ديگر، آن را از صفوان بن يحيى، از كسى كه به او باز گفته بود از امام صادق عليه السلام روايت كرده است كه از آن حضرت درباره معناىِ «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» پرسيده شد. امام فرمود: «باء، بهاء خدا؛ سين، سناى خدا؛ ميم، ملك خداست.» [راوى گويد:] گفتم: «اللَّه»؟ فرمود: «الف، آلاء (نعمتهاى) خدا بر خلقش كه همان نعمت ولايت ما و لام، الزام خدا بر خلقش نسبت به ولايت ما مىباشد.» گفتم: «هاء چيست؟» فرمود: «هوان (خوارى) براى كسى كه با محمد و آل محمد- صلوات اللَّه عليهم- مخالفت كند.» گفتم: «رحمان؟» فرمود: «به همه جهان.» گفتم: «رحيم؟» فرمود: «ويژه مؤمنان.»[٥]
سستى برخى از تعليلهاى اين روايت، آشكار است؛ به گونهاى كه صدور آن را از مقام عصمت، منتفى مىسازد. افزون بر اين كه سند آن منقطع است.
[١/ ٣٥٠] على بن ابراهيم قمى از پدرش از جمعى كه همگى مجهول هستند، جز ابوطالب عبد اللَّه بن صلت، از على بن يحيى (مجهول) از ابو بصير از امام
[١] . كافى، ج ١، ص ١١٤.
[٢] . مرآة العقول، ج ٢، ص ٣٧.
[٣] . بنگريد به: عياشى، ج ١، ص ٣٦.
[٤] . بنگريد به: التوحيد، ص ٢٣٠؛ المعانى، ص ٣.
[٥] . التوحيد، ص ٢٣٠؛ المعانى، ص ٣.