تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٤٨٩ - تفسير بسمله
(شما بر ما شتافتيد، آن گاه كه ما بر شما شتافتيم؛ در حالى كه آنچه را خداى رحمان بخواهد بسته مىشود يا گشايش يافته، رها مىگردد.)
همچنين زيد بن عمرو درباره دين قومش مىگويد:
|
ولكن أعبد الرحمان ربّى |
ليغفر ذنبى الربّ الغفور[١] |
|
(ولى من پروردگارم را- كه رحمان است- عبادت مىكنم؛ تا پروردگار آمرزنده گناهم را بيامرزد.)
به گفته ابو جعفر طبرى، «برخى از كم خِردان پنداشتهاند كه عرب رحمان را نمىشناخت و اين واژه در لغت عرب نبوده است، از اين رو به پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم گفتند:
«وَ مَا الرَّحْمنُ أَ نَسْجُدُ لِما تَأْمُرُنا»؛ كه اين سخن در مقام انكار شناخت اين نام است.
گويا آنان (طرفدارانِ غير عربى بودنِ رحمان) محال مىدانند كه اهل شرك آنچه را عالم به صحت آن بودند، انكار كنند؛ يا گويا اين آيه كتاب خدا را تلاوت نكردهاند:
«الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَعْرِفُونَهُ كَما يَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمْ»[٢].
با وجود اين، آنان حضرت را تكذيب كرده، نبوت او را انكار كردند؛ بنابراين آنان حقيقتى را ردّ مىكردند كه صحت آن، نزدشان ثابت شده بود و به خوبى مىشناختند. براى برخى از افراد دوران جاهليت، اين گونه سروده شده بود:
|
ألا ضربتْ تلك الفتاة هجينها |
ألا قضب" الرحمان" ربّى يمينها |
|
سلامة بن جندل طهوى نيز گفته است:
|
عجلتم علينا عُجَيْلتنا[٣] عليكم |
وما يشأ الرحمان يُعقَد و يُطلق»[٤] |
|
ابن كثير نيز در تفسير، اين مطلب را آورده است.[٥]
فخر رازى در تفسير لفظ جلاله گويد: «برخى گفتهاند كه اين واژه (رحمان)
[١] . سيره ابن هشام، ج ١، ص ٢٤٢؛ روض الأنف، ج ١، ص ٢٥٧.
[٢] . بقره( ٢) ١٤٦:« كسانى كه به ايشان كتاب[ آسمانى] دادهايم، او( محمد) را همچون فرزندانشان، مىشناسند.»
[٣] . عجيلة: تند راه رفتن.
[٤] . طبرى، ج ١، ص ٨٧ و ٨٨.
[٥] . ابن كثير، ج ١، ص ٢٣.