تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٤٨٧ - تفسير بسمله
بنده همان نرمى و ملايمت با اوست.
[١/ ٣٤٠] شيخ ابو الفتوح رازى در تفسير خود، با اسناد به ضحّاك نقل كرده است كه وى گفت: « [خداوند] نسبت به اهل آسمان، رحمان است؛ هنگامى كه آنان را در آسمانها ساكن كرد و حلقه اطاعت را بر گردن آنان نهاد و [نياز به] خوراكىها و لذات را از آنان سلب كرد. نسبت به اهل زمين نيز رحيم است؛ هنگامى كه پيامبران را به سوى آنان فرستاد و كتابها را بر آنان نازل كرد.»[١]
البته- اگر سند روايت صحيح باشد- اين ديدگاه خاص ضحاك است.
[١/ ٣٤١] نيز از ابن مبارك روايت شده: « [خداوند] رحمان است؛ هنگامى كه درخواست شود، عطا مىكند. نيز رحيم است؛ هنگامى كه درخواست نشود، خشم مىگيرد.» قرطبى اين روايت را در تفسير خود ياد كرده است.[٢]
[١/ ٣٤٢] قرطبى سپس روايتى را مىآورد كه ابن ماجه در سنن و ترمذى در جامع خود از ابو صالح از ابو هريره نقل كردهاند كه وى از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نقل مىكند:
«هر كس از خدا درخواست نكند، بر او خشم گيرد.» اين عبارت، از ترمذى است.
عبارت ابن ماجه چنين است: «هر كس خداى سبحان را نخواند، بر او خشم مىگيرد.»[٣] يكى از شاعران همين معنا را برگرفته و چنين سروده است:
|
اللَّه يغضب إن تركت سؤاله |
وبنيّ آدم حين يُسأل يغضب |
|
(خداوند خشم مىگيرد، اگر از او درخواست نكنى؛ و فرزندان آدم هنگام درخواست از آنها، خشمگين مىگردند.)
***
شگفت آنكه برخى «رحمان» را واژهاى عبرانى پنداشتهاند. ازهرى از ابو عباس مبرّد درباره «الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» چنين حكايت كرده است: «اين دو بدان رو در كنار هم آمدهاند كه رحمان، عبرانى و رحيم، عربى مىباشد. جرير چنين سروده است:
[١] . ابو الفتوح، ج ١، ص ٦٠.
[٢] . قرطبى، ج ١، ص ١٠٥.
[٣] . همان، ص ١٠٦؛ ترمذى، ج ٥، ص ١٢٦؛ ابن ماجه، ج ٢، ص ١٢٥٨.