تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٤٧ - ضابطه تأويل
اتفاق همه، پذيرفتنى نيست.
با وجود اين دو شرط، درستىِ مفاهيم باطنىاى كه برخى از پيشينيان مطرح كردهاند، آشكار مىگردد[١]؛ چرا كه اين دو شرط را دارا هستند؛ بر خلاف تفاسير گروه باطنيه كه نه از علم باطنى است و نه از علم ظاهر.»
شاطبى سپس بر شمردن نمونههايى از تأويل باطل را- كه باطنيه آن را بطن پنداشتهاند- اين گونه آغاز كرده است:
«باطنيه درباره آيه «وَ وَرِثَ سُلَيْمانُ داوُدَ»[٢]؛ گفتهاند: او امامى است كه وارث علم پيامبر مىباشد. درباره جنابت گفتهاند: معناى آن، اقدام مستجيب به افشاى راز به او پيش از رسيدن به مرتبه استحقاق است. معناى غسل نيز تجديد عهدِ كسى است كه آن را انجام دهد. طهور نيز به معناى بيزارى جستن و پاك شدن از اعتقاد به هر مذهب، جز پيروى امام است. تيمم: پيمان گرفتن از مأذون تا زمانى كه داعى يا امام را ملاقات كند؛ روزه: خوددارى از افشاى راز؛ كعبه: پيامبر؛ باب: على؛ صفا:
پيامبر؛ مروه: على؛ تلبيه: اجابت كردن داعى؛ طواف هفت گانه: گشتن گِرد محمد با تكميل امامان هفت گانه؛ نمازهاى پنج گانه: نشانههايى بر اصول چهارگانه و بر امام؛ آتش ابراهيم: خشم نمرود، نه آتش واقعى؛ ذبح اسماعيل[٣]: پيمان گرفتن از او؛ عصاى موسى: برهان او كه شبهههاى ساحران را برچيد؛ شكافتن دريا: شكافتهشدن دانش موسى عليه السلام در بين آنان؛ دريا: جهان؛ سايه كردن ابر: منصوب كردن موسى امام را براى راهنمايى آنان؛" منّ" [شيره مخصوص گياهان يا چيزى مثل تخم گشنيز كه براى تغذيه بنى اسرائيل فرود مىآمد]: دانشى كه از آسمان فرود آمد؛ سلوى [پرندگانى كه براى تغذيه بنى اسرائيل مهيا مىشد]: يكى از داعيان؛ ملخ، قمّل (شپش يا آفت گياهى) و قورباغهها [كه اين سه، براى عذاب، بر فرعونيان مسلط
[١] . نمونه هايى از آن خواهد آمد.
[٢] . نمل( ٢٧) ١٦:« سليمان از داوود ارث برد.»
[٣] . مصنف در اين جا اسحاق را به جاى اسماعيل ذكر كرده كه اين، ديدگاه اهل كتاب و مسلمانان دنبالهرو آناناست و بدون تحقيق، آن رامطرح كردهاند.