تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٣٩٠ - مد در قرائت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم
مد در قرائت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم
مد عبارت است از كشش بيش از حد طبيعى حرف مدى؛ يعنى بيش از اندازهاى كه نشانگر حرف مدى است.
حروف مد، همان حروف جوفى است: «الف» كه هميشه ساكن و ماقبل آن، مفتوح است؛ «واو» ساكنى كه حرف پيش از آن، مضموم باشد؛ «ياء» ساكنى كه حرف پيش از آن، مكسور باشد.
مد احكامى دارد كه ابن جزرى ياد كرده و اسباب، حالات، اختلاف موارد و مقدار آن را (كشيده، متوسط و كمتر از آن) بيان كرده است. وى در مد متصل (مانند الرحمان، الرحيم، مالك، الدين، نستعين، يوقنون، لكفور و ...) مىگويد: «پيشوايان اداى حروف از اهل عراق، جز عده كمى از آنان، و بسيارى از اهل مغرب بر آناند كه اين مد بايد به ميزانى يكسان و به صورت اشباع شده، بدون زياده روى و خروج از شيوه لغت عرب، كشيده شود.» وى در پايان گويد: «پس نبايد پنداشت كه قصر مد متصل [و مدّ ندادن آن] نزد هيچ يك از قرّاء، جايز است. من آن را بررسى كردم، ولى در هيچ قرائت صحيح يا شاذى نيافتم، بلكه تصريح بر كشيدن آن شده است.» وى سپس روايتى از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم ذكر مىكند.
[١/ ٧٤] او مىگويد: «حسن بن محمد صالحى- در آنچه بر او قرائت شد و به صورت شفاهى به من القا كرد- از محمد بن ابى زيد كرانى در كتابش، از محمود بن اسماعيل صيرفى از احمد بن محمد بن حسين اصفهانى از سليمان بن احمد حافظ از محمد بن على صائغ مكى از سعيد بن منصور از شهاب بن خراش از مسعود بن يزيد كندى نقل مىكند كه «ابن مسعود، به مردى قرائت مىآموخت. آن مرد آيه «إِنَّمَا الصَّدَقاتُ لِلْفُقَراءِ وَ الْمَساكِينِ»[١] را بدون كشيدن حرف الف [در الفقراء] قرائت كرد. ابن مسعود گفت:" رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم اين گونه بر من قرائت نكرد". آن مرد
[١] . توبه( ٩) ٦٠.