تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٣٧٨ - فضيلت سوره حمد
فاتحة الكتاب را" وافيه" مىناميد.»[١]
***
[١/ ٤٧] از طريق معاوية بن صالح از ابو سليمان روايت شده است كه اصحاب رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در يكى از جنگها، به مردى برخوردند كه دچار صرع بود. يكى از آنان در گوش او امّ القرآن را قرائت كرد و او بهبود يافت، آن گاه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: «اين سوره امّ القرآن و شفاى هر درد است.»[٢]
[١/ ٤٨] دارمى و بيهقى در الشعب با سندى كه رجالش ثقه هستند، از عبدالملك بن عمير روايت كرده است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: «فاتحة الكتاب، شفاى هر درد است.»[٣]
[١/ ٤٩] احمد و بيقهى در الشعب با سندى معتبر، از عبد اللَّه به جابر روايت كردهاند كه وى گفت: رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به من فرمود: «آيا مىخواهى تو را با بهترين سورهاى كه در قرآن نازل شده است، آشنا سازم؟» گفتم: «آرى، اى رسول خدا.» حضرت فرمود: «فاتحة الكتاب.» گمان مىكنم كه فرمود: «در آن، شفاى هر درد وجود دارد.»[٤]
[١/ ٥٠] بزّاز در مسند خود از انس روايت كرده است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم
[١] . الدرّ، ج ١، ص ١٢؛ ثعلبى، ج ١، ص ١٢٧؛ التفسير الكبير، ج ١، ص ١٧٦؛ ابن كثير، ج ١، ص ٩؛ قرطبى، ج ١، ص ١١٣١، وى در علت نامگذارى آن به« وافيه» گويد:« زيرا اين سوره، نصف نمىشود و اختصار نمىپذيرد. اگر نيمى از سوره ديگرى در يك ركعت و نيمى در ركعت دوم خوانده شود، كافى است، ولى اگر فاتحه در دو ركعت نصف شود، كافى نمىباشد.»
[٢] . الدرّ، ج ١، ص ١٥؛ ثعلبى، ج ١، ص ١٢٨ و ١٢٩، كه در آن، به جاى« مردى كه صرع داشت»،« مردى چهار زانو نشسته» و به جاى« امّ القرآن را در گوش او خواند»،« مقدارى قرآن در گوش او خواند» آمده است؛ ابو الفتوح، ج ١، ص ٣٢.
[٣] . الدرّ، ج ١، ص ١٥؛ دارمى، ج ٢، ص ٤٤٥؛ الشعب، ج ٢، ص ٤٥٠.
[٤] . الدرّ، ج ١، ص ١٤؛ مسند احمد، ج ٤، ص ١٧٧؛ الشعب، ج ٢، ص ٤٤٩ و ٤٥٠؛ مجمع الزوائد، ج ٦، ص ٣١٠؛ ابن كثير، ج ١، ص ١١ و ١٢.