تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٣٤٥ - نمونههايى از نقد محتوايى حديث
خداى تعالى فرمود: «هُنالِكَ دَعا زَكَرِيَّا رَبَّهُ قالَ رَبِّ هَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعاءِ. فَنادَتْهُ الْمَلائِكَةُ وَ هُوَ قائِمٌ يُصَلِّي فِي الْمِحْرابِ أَنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكَ بِيَحْيى مُصَدِّقاً بِكَلِمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ سَيِّداً وَ حَصُوراً وَ نَبِيًّا مِنَ الصَّالِحِينَ. قالَ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلامٌ وَ قَدْ بَلَغَنِيَ الْكِبَرُ وَ امْرَأَتِي عاقِرٌ قالَ كَذلِكَ اللَّهُ يَفْعَلُ ما يَشاءُ. قالَ رَبِّ اجْعَلْ لِي آيَةً قالَ آيَتُكَ أَلَّا تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلاثَةَ أَيَّامٍ إِلَّا رَمْزاً وَ اذْكُرْ رَبَّكَ كَثِيراً وَ سَبِّحْ بِالْعَشِيِّ وَ الْإِبْكارِ»[١]؛ «آنجا [بود كه] زكريا پروردگارش را خواند [و] گفت:" پروردگارا، از جانب خود، فرزندى پاك و پسنديده به من عطا كن كه تو شنونده دعايى." پس در حالى كه وى ايستاده [و] در محراب دعا مىكرد، فرشتگان او را ندا دردادند كه خداوند تو را به [ولادت] يحيى- كه تصديق كننده [حقانيت] كلمة اللَّه است و بزرگوار و خويشتندار و پيامبرى از شايستگان است- مژده مىدهد. گفت:" پروردگارا، چگونه مرا فرزندى خواهد بود؟ در حالى كه پيرى من بالا گرفته است و زنم نازا مىباشد!" [فرشته] گفت:" اين چنين، خدا هر چه بخواهد، مىكند." گفت:" پروردگارا، براى من نشانهاى قرار ده". فرمود:" نشانهات اين است كه سه روز با مردم، جز به اشاره، سخن نگويى؛ و پروردگارت را بسيار ياد كن و شبانگاه و بامدادان [او را] تبسيح گوى."»
محدثانِ مفسر در تفسير اين آيات و درباره وجه درخواست زكريا از پروردگارش- كه براى او نشانهاى قرار دهد- مطالبى را ياد كردهاند كه با مقام پيامبران و كرامت آنان نزد خدا منافات دارد. آنان گفتهاند كه او بر اثر وسوسه ابليس، در اين ترديد كرد كه آيا مژده آوران فرشته بودند يا شياطينى كه وى را مسخره مىكردند، بدين جهت خداوند او را مجازات كرد و سه روز، زبانش را بست تا توان سخن گفتن را نداشته باشد؛ چرا كه ترديد روا داشت و از وسوسه ابليس تأثير پذيرفت.
طبرى در تفسير جمله «رَبِّ اجْعَلْ لِي آيَةً» مىگويد: «مقصود خداوند، سخن
[١] . آل عمران( ٣) ٣٨- ٤١.