تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٧٠ - ديدگاههايى درباره رمز گشايى حروف مقطعه
«مجد» خداوند مىباشد؛ يا اين كه گزيده «أنا اللَّه العليم» و تأويلاتى مانند آن مىباشد؛ تأويلاتى كه بيشتر به گمانه زنىهاى بى اساس مىماند.
محيى الدين، ابن عربى در آغاز سوره بقره گويد: «خداوند با اين حروف سهگانه، به كل وجود از جهت كل بودنش، اشاره كرد؛ زيرا «أ» اشاره به ذاتى است كه آغاز وجود مىباشد؛ «ل» به عقل فعّال اشاره مىكند كه جبرئيل نام دارد و واسطه وجود است و از مبدأ كسب فيض مىكند و به منتهى مىرساند؛ «م» اشاره به محمد است كه آخر وجود مىباشد و با او، دايره وجود كامل مىگردد و به اول آن وصل مىشود.»[١]
[٣.] حروف مقطعه صرف اسامى حروف مجرد است كه داراى ويژگىهاى آوايى خود مىباشد و معنا يا رازى را در بر ندارد. البته ياد كرد اين حروف به اين سبك و در آن مقطع زمانى، هدف و حكمتى مشخص داشت؛ هرچند از اعتبارات لفظى محض، فراتر نمىرفت. اين ديدگاه نظير سخن پيش گفته زمخشرى درباره حكمت حروف مقطعه است كه همو در پايان مىگويد: «منزه است كسى كه حكمتش در هر چيز به نيكى، جارى گشته است.»
همچنين اين ديدگاه نظير سخن كسانى است كه مىگويند: آواى اين حروف در آغاز تلاوت، تأثير بسيارى در جلب توجه شنوندگان دارد و موجب گوش فرا دادن به قرائت قرآن حكيم مىگردد؛ چرا كه عربها [ى معاند] هنگام شنيدن تلاوت قرآن مىگفتند: «لا تسمعوا لهذا القرآن و الغوا فيهم»[٢]؛ «به اين قرآن گوش مدهيد و سخن لغو در آن اندازيد.»
اين نظريه نيز از همين باب است كه مىگويد: حروف مقطعه سوگندهايى است كه خداوند به آنها قسم خورده؛ چنان كه به فجر، ضحى، تين و زيتون سوگند ياد كرده است. خداوند از اين جهت به اسامى حروف الفبا سوگند ياد كرده است كه اين حروف اصل هر كلام و پايه هر بيان در همه زبانها مىباشد.
[١] . تفسير مختصر او، ج ١، ص ١٣.
[٢] . فصّلت( ٤١) ٢٦.