تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٦٧ - ديدگاههاى گوناگون درباره حروف مقطعه
سخن با رمز و اشارت با حروف وجود دارد و شيوهاى غريب نيست. شاعر[١] گويد:
|
قلنا لها: قفى لنا، قالت: قاف |
لا تحسبى أنّا نسينا الإيجاف[٢] |
|
مقصود وى از «قاف»، «قد وقفت» است كه با رمز و با بيان حرف قاف- كه كنايه از واژه كامل است- بدان اشاره كرده است.
همچنين نحاس[٣] را با حرف «ص»، نقد[٤] را با حرف «ع» و سحاب[٥] را با حرف «غ»، به صورت رمزى بيان كردهاند؛ چنان كه برخى چيزها را با حروف نام گذاشتهاند؛ مانند كوه قاف و نيز «نون» براى ماهى. گاه همچنين برخى اسامى خاص اشخاص [عَلَم] را با حروف مشخص كردهاند؛ براى نمونه پدر حارثه را «لام» ناميده، مىگويند: حارثة بن لام.
نمونه ديگر، كاستن حروفى چند از يك واژه و دلالت حروف باقى مانده بر آن است؛ چنان كه در ترخيم[٦] وجود دارد؛ مانند «يا حارُ» با حذف «ثاء» (يا حارث) و «يا مالُ» با حذف «كاف» (يا مالك). نيز مانند اين رجز:
|
ما للظليم عال كيف لا يا |
ينقد عنه جلده إذا يا[٧] |
|
مقصود از «ياء»، ياء مضارع و اشاره رمزى به كلمه «يفعل» است؛ يعنى «لا يفعل» و «إذا يفعل».
ديگرى نيز گفته است:
[١] . اين شعر در تفسير خازن( ج ١، ص ٢٣) به راجز نسبت داده شده است. نام وى اغلب بن عمرو عجلى است كه از شاعران سالخورده مخضرم بود.[ مخضرم: كسى كه اسلام و جاهليت را درك كرده، ولى پيامبر را نديده است.] او در حادثه نهاوند در لشكر شكستخورده كوفه به سركردگى سعد، در سال ٢١ از دنيا رفت. او نخستين كسى است كه ارجوزههاى بلند را سرود، بدين جهت راجز نام گرفت.[ ارجوزه: قصيدهاى از بحر طويل.]
[٢] .« به او گفتيم: براى ما بايست؛ گفت: ايستادم؛ گمان نكن كه ما سرعت سير را از ياد بردهايم.»
[٣] .[ نحاس: مس.]
[٤] .[ نقد: پول نقد.]
[٥] .[ سحاب: ابر.]
[٦] .[ ترخيم: حذف برخى از حروف منادا.]
[٧] .« چه چيزى به شتر مرغ نر رسيد؛ هنگامى كه به سرعت دويد! شگفتا كه چگونه پوست بدنش از وى جدا نمىگردد؛ آن گاه كه مىدود.»