تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٢٢ - روايات فضايل سورهها
محمود بن غَيْلان[١] روايت كرده است كه وى گفت: از مؤمّل[٢] شنيدم كه مىگفت:
«پيرمردى روايت ابىّ بن كعب درباره فضايل سور قرآن را براى من بازگو كرد. از او پرسيدم: چه كسى آن را به تو گفته است؟ گفت:" مردى در مدائن كه زنده مىباشد." نزد وى رفتم و از او پرسيدم: چه كسى اين حديث را براى تو روايت كرده؟ گفت:
" پيرمردى در واسط كه زنده است." پس به سراغ او رفتم. وى گفت:" پيرمردى در بصره برايم بازگو كرد." نزد او رفتم، گفت:" پيرمردى در آبادان." نزد مرد آبادانى رفتم. وى دست مرا گرفت و به خانهاى بُرد كه در آنجا گروهى از متصوّفه گرد آمده بودند و مرشدى همراه آنان بود. گفت:" اين مرد برايم نقل كرده است." از او پرسيدم: اى شيخ، چه كسى آن را براى تو بازگو كرده است؟ گفت:" هيچ كس، ولى ما ديديم مردم از قرآن روى گردان شدهاند، پس اين حديث را براى آنان جعل كرديم تا آنان را به سوى قرآن برگردانيم."»[٣]
ابن ابى داوود در كتاب «فضائل القرآن»، از طريق محمد بن عاصم روايت كرده است كه وى گفت: «شبابة بن سوّار[٤] از مَخلَد بن عبد الواحد از على بن زيد و عطاء، از زِرّ بن حُبَيش از ابى بن كعب نقل كرد كه ...» و حديث پيش گفته را آورده است.
خطيب نيز آن را از ابن رزقويه از ابن سماك از عبداللَّه بن روح مدائنى از شبابه روايت كرده است.
جلال الدين سيوطى گويد: «از طرق باطل آن، طريق هارون بن كثير از زيد بن اسلم از پدرش از ابى أمامه از ابىّ بن كعب مىباشد.»[٥] ابن عدى آن را در الكامل آورده و گفته است: «هارون بن كثير، پيرمردى
[١] . ابو احمد مروزى كه ساكن بغداد بود. وى ثقه است.( تقريب التهذيب، ج ٢، ص ٢٣٣).
[٢] . وى ابن اسماعيل، ابو عبد الرحمان بصرى است كه ساكن مكه بود. او بسيار راستگو و در سنت، سختگير بود. ابن حبّان وى را در ثقات ياد كرده است.( تهذيب التهذيب، ج ١٠، ص ٣٨١).
[٣] . الموضوعات، ج ١، ص ٢٣٩- ٢٤١.
[٤] . مدائنى، در اصل از خراسان. وى ثقه و حافظ مىباشد.( تقريب التهذيب، ج ١، ص ٣٤٥).
[٥] . اللئالى المصنوعه، ج ١، ص ٢٢٧.