تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢١٩ - روايات فضايل سورهها
منكر الحديث است كه به تنهايى، روايات منكرى را نقل كرده است كه به احاديث ثقات شباهتى ندارد." بزيع و مَخلَد بر روايت اين حديث از على بن زيد[١] توافق دارند. احمد و يحيى گفتهاند:" على بن زيد از راويان معتبر نيست."
گذشته از اين، خود حديث بر ساختگى بودنش دلالت دارد. اين حديث تك تك سورهها را برشمرده و ثواب متناسب هر يك از آنها را ياد كرده است، ليك با گفتارى سست و سخنى ركيك و در نهايت سردى؛ به گونهاى كه با گفتار رسول اسلام، آن پيامبر عرب اصيل تناسبى ندارد.»[٢]
[١] . على بن زيد بن عبداللَّه بن زُهير ابى مُلَيكة بن جُدعان، ابو الحسن قرشى تميمى بصرى، يكى از علماىتابعى. وى از انس، ابو عثمان نهدى و سعيد بن مسيّب روايت كرده است. شعبه و عبد الوارث و گروهى ديگر، نيز از او روايت كردهاند. درباره او اختلاف نظر وجود دارد. شعبه مىگويد:« على بن جُدعان پيش از شوريده عقلىاش، براى ما روايت نقل كرد.» ابن عُيَينه وى را تضعيف مىكرد. حمّاد بن زيد گويد:« سندها را جا به جا مىكرد.» يحيى بن قطّان از حديث على بن جُدعان مىپرهيخت. ابن زُرَيع گويد:« على بن زيد رافضى بود.» احمد گويد:« وى ضععيف است.» يحيى گويد:« در زمره راويان معتبر نيست.» عجلى مىگويد:« او خود را شيعه مىنمود و قوى نيست.» بخارى و ابو حاتم گفتهاند:« به او احتجاج نمىشود.» فَسَوى گويد:« در سن پيرى شوريده خرد گرديد.» ابن خزيمه گويد:« به سبب بد حافظه بودنش، به وى استناد نمىكنم.» دارقطنى گويد:« نزد من بى ارزش است.»( ميزان الاعتدال، ج ٣، ص ١٢٩).
[٢] . براى نمونه اين سخن چه معنا دارد كه درباره ثواب قرائت مائده مىگويد:« او ده درجه بالا مىرود به شمار هر يهودى و مسيحى كه در دنيا نفس كشيدهاند»؟ يا درباره ثواب سوره يونس مىگويد:« به تعداد تكذيب كنندگان يونس و به تعداد غرق شدگان با فرعون»؟ نيز ساير تعابيرى كه سستى و سبكى بر آن نمايان است.
همچنين در اين حديث آمده است: هر كس سوره رعد را بخواند، ده حسنه پاداش داده مىشود؛ به تعداد ابرهاى گذشته و ابرهاى پيش رو.( ثعلبى، ج ٥، ص ٢٦٧؛ مجمع البيان، ج ٦، ص ٥)؛ هر كس سوره ابراهيم و حجر را بخواند، ده حسنه پاداش داده مىشود؛ به شمار بتپرستان و كسانى كه بت نپرستيدند( ثعلبى، ج ٥، ص ٣٠٤؛ مجمع البيان، ج ٦، ص ٥٥)؛
هر كس سوره مريم را بخواند، ده حسنه پاداش داده مىشود؛ به تعداد تصديق كنندگان زكريا و تكذيب كنندگان او و يحيى و مريم و عيسى و موسى و هارن و ابراهيم و اسحاق و يعقوب و اسماعيل و به تعداد هر كس كه براى خدا فرزندى خواند و به تعداد هر كس كه براى او فرزندى نخواند( ثلعبى، ج ٦، ص ٢٠٥؛ مجمع البيان، ج ٦، ص ٣٩٧)؛
هر كس سوره فرقان را بخواند، روز قيامت در حالى برانگيخته مىشود كه[ در همان لحظه] ايمان پيدا مىكند كه« قيامت به طور حتم مىآيد؛ ترديدى در آن نيست و اين كه خداوند مردگان در گورها را مبعوث مىكند»( ثعلبى، ج ٧، ص ١٢٢؛ مجمع البيان، ج ٧، ص ٢٧٨)؛
هر كس سوره صافات را بخواند، به تعداد هر جنّ و شيطان پاداش مىگيرد؛( ثعلبى، ج ٨، ص ١٣٨؛ مجمع البيان، ج ٨؛ ص ٢٩٣)؛
هر كس سوره نوح را قرائت كند، از مؤمنانى خواهد بود كه دعوت نوح را درك كردهاند( ثعلبى، ج ١٠، ص ٤٣؛ مجمع البيان، ج ١٠، ص ١٣٠)؛
هر كس سوره مرسلات را بخواند، نوشته مىشود كه از مشركان نيست( ثعلبى، ج ١٠، ص ١٠٨؛ مجمع البيان، ج ١٠، ص ٢٢٧)؛
هر كس سوره انفطار را بخواند، خداوند به شمار قبرها، حسنهاى به او مىدهد( ثعلبى، ج ١٠، ص ١٤٥؛ مجمع البيان، ج ١٠، ص ٢٨٣)؛
هر كس سوره عاديات را بخواند، ده حسنه پاداش مىگيرد؛ به تعداد هر كس كه در مزدلفه بيتوته كرده است( ثعلبى، ج ١٠، ص ٢٦٨؛ مجمع البيان، ج ١٠، ص ٤٢١)؛
هر كس سوره تبّت را بخواند، اميدوارم خداوند بين او و ابو لهب را در يك خانه جمع نكند( ثعلبى، ج ١٠، ص ٣٢٣؛ مجمع البيان، ج ١٠، ص ٤٧٤).
نيز ديگر ياوه سرايىهايى كه به شوخى شبيهتر است؛ سخنانى كه از گفتار بديع و فصيح پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به دور است.