تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٠٦ - دروغ پردازان بر ائمه
ابى يزيد از شخصى از امام صادق عليه السلام درباره آيه «هَلْ أُنَبِّئُكُمْ عَلى مَنْ تَنَزَّلُ الشَّياطِينُ. تَنَزَّلُ عَلى كُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍ»[١] روايت كرده است كه فرمود: «آنان هفت نفر هستند: مغيره، بيان، صائد، حمزة بن عماره بربرى، حارث شامى، عبداللَّه بن حارث[٢] و ابو الخطاب.»[٣]
[م/ ١١٠] كشّى با سند خود به محمد بن عيسى بن عبيد، از برادرش جعفر و ابو يحيى واسطى روايت كرده است كه ابو الحسن امام رضا عليه السلام فرمود: «بيان به على بن الحسين عليه السلام دروغ مىبست، پس خداوند حرارت آهن را به او چشاند. مغيرة بن سعيد به ابو جعفر عليه السلام دروغ مىبست، پس خداوند حرارت آهن را به او چشاند.
محمد بن بشير[٤] به ابو الحسن موسى عليه السلام دروغ مىبست، پس خداوند حرارت آهن را به وى چشاند. كسى كه به من دروغ مىبندد، محمد بن فرات است.»
ابو يحيى گويد: «محمد بن فرات از كاتبان بود و ابراهيم بن شكله وى را كُشت.»[٥] محمد بن فرات ياد شده از غاليان و اهل بغداد، با عقيدهاى فاسد و بىپروا
[١] . شعراء( ٢٦) ٢٢٢ و ٢٢٣:« آيا شما را خبر دهم كه شياطين بر چه كسى فرود مىآيند؟ بر هر دروغزن گناهكارفرود مىآيند.»
[٢] . در رجال كشّى نفر ششم با نام عبداللَّه بن عمرو بن حارث آمده است.( رجال كشّى، ج ٢، ص ٥٩١). تسترىگويد:« عبداللَّه بن حارث صحيح است.» وى سخن نوبختى را در كتاب« الفرق»( ص ٣٢) مىآورد كه مىگويد:« ابو هاشم بن محمد بن حنفيه به عبداللَّه بن معاوية بن عبداللَّه بن جعفر وصيت كرد؛ و اين كه خداوند نور است. اين سخن درباره عبداللَّه بن معاويه است. آنان اصحاب عبداللَّه بن حارث هستند كه« حارثيه» ناميده مىشوند. اين ابن حارث، از اهل مدائن است كه همگى آنان غالى مىباشند و معتقدند كه هر كس امام را شناخت، هر چه مىخواهد انجام دهد.»( قاموس الرجال، ج ٦، ص ٣٠١ و ٣٠٢).
[٣] . خصال، ص ٤٠٢.
[٤] . شيخ او را در اصحاب امام كاظم عليه السلام آورده، مىگويد:« وى غالى و ملعون است.» كشّى روايت كرده استكه وى فردى شعبده باز، اهل كارهاى عجيب و غريب و معتقد به توقف بر موسى بن جعفر عليه السلام بود و مىپنداشت حضرت از چشمها غايب شده و همان مهدى قائم است. وى عقايد فاسد ديگرى نيز دارد.( بنگريد به: شرح حال وى در قاموس الرجال، ج ٩، ص ١٣٥).
[٥] . رجال كشّى، ج ٢، ص ٥٩١.