تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٨٩ - مهمترين علل جعل حديث
ياوهگويىها و رسوايىهايى دارد.»[١]
* عبد الرحيم بن حبيب فاريابى، ابو محمد: اصل او بغدادى است كه در فارياب[٢] سكونت داشت. وى از بقيّه[٣] و اسحاق بن نجيح[٤] روايت مىكند. او احاديث جعلى به افراد ثقه مىبست. ابن حبّان گويد: «شايد وى بيش از پانصد حديث از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم جعل كرده باشد كه آنها را از افراد موثق نقل كرده است.»[٥]
مهمترين علل جعل حديث
امام حافظ، محمد بن حِبّان بن احمد، ابو حاتم تميمى بُستى (متوفاى ٣٥٤) در كتابى كه براى معرفى محدثان ضعيف و متروك نگاشته است، انواعى از علل جرح راويان ضعيف را ذكر كرده كه به اختصار، عبارت است از:
نوع اول: روايات جعلى زنادقه بى ايمان به خدا و روز قيامت: آنان وارد شهرها مىشدند و خود را همانند اهل علم ساخته، احاديثى را به علما مىبستند تا در دلهاى مردم ترديد افكنند. چه بسا، افراد ثقه روايات آنان را مىشنيدند و به نسل
[١] . المغنى فى الضعفاء، ج ٢، ص ٥٣٩.
[٢] . شهرى معروف در خراسان از توابع جوزجان، نزديك بلخ در غرب جيحون است.( معجم البلدان، ج ٤، ص ٢٢٩).
[٣] . وى بقيّة بن وليد، يكى از پيشوايان حديث است. او از هر مرده و زندهاى روايت مىكرد و احاديثى غريب نقل كرده كه انكار شده است. ابن حنبل گويد:« وى احاديث منكرى از ثقات نقل كرده است.» گفتهاند كه در مورد متروكين، تدليس مىكرد. ابن حبّان گويد:« از گروهى كذّاب، روايات ثقات را دريافت مىكرد، آن گاه نام آن دروغ گويان را از سلسله سند مىانداخت و با تدليس، از ثقات روايت مىكرد.( المغنى فى الضعفاء، ج ١، ص ١٠٩).
[٤] . اسحاق بن نجيح مَلَطى. احمد بن حنبل گويد:« او از دروغگوترين انسانهاست. وى از گروهى از پيشينيان، نظر ابو حنيفه را بازگو مىكرد.» يحيى بن معين گويد:« وى به دروغ و جعل حديث معروف است.» احمد بن محمد مىگويد:« از يحيى بن معين شنيدم كه اسحاق بن نجيح ملطى كذّاب، دشمن خدا و مردى فاسد و پليد است.»( ميزان الاعتدال، ج ١، ص ٢٠٠).
[٥] . كتاب المجروحين، ج ٢، ص ١٦٢ و ١٦٣