تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١١٠ - سياق در قرآن
گشود و آنها را پس از به هم پيوستگىشان، به صورت هفت آسمان قرار داد.»[١]
آيهاى همسياق با آيه ياد شده[٢]، به همين معنا اشاره مىكند: «ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّماءِ وَ هِيَ دُخانٌ فَقالَ لَها وَ لِلْأَرْضِ ائْتِيا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً قالَتا أَتَيْنا طائِعِينَ. فَقَضاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ»[٣]؛ «سپس آهنگ [آفرينش] آسمان كرد؛ در حالى كه [به صورت] بخارى بود؛ پس به آن و زمين فرمود:" خواه يا ناخواه بياييد." آن دو گفتند:" فرمانپذير آمديم." آن گاه آنها را [به صورت] هفت آسمان تمام كرد.»
«دخان»- كه ماده اوليه آفرينش آسمانها و زمين است- هسته اصلى بود و آسمانهاى بلند، از آن نشأت گرفت و در عرصه وجود نمايان شد. جمله «فَقَضاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ» دلالت مىكند بر اين كه ماده آنها پيش از پديد آمدنشان، موجود بوده است، آن گاه خداوند شكلهاى متمايزى به آنها بخشيد. سخن خداى در سوره نازعات نيز بر اين مطلب دلالت مىكند: «رَفَعَ سَمْكَها فَسَوَّاها»[٤]؛ «سقف آن را برافراشت و آن را [به اندازه معين] درست كرد.» خداوند با برافراشتن سقف آسمان، آن را نظام بخشيد؛ كنايه از گسترش و كشش اطراف آن تا شكل خاص خود را بيابد.
نظريه پيدايش موجودات از يك اصل و شكافته شدن پس از به هم پيوستگى، نظريهاى كهن است كه تورات نيز در اصل تكوين، آن را ياد كرده است. امام فخر رازى در تفسير آيه «أَ وَ لَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا ...»[٥] مىگويد: «يهوديان، مسيحيان و مشركانِ پيرامون آنان، از اين مطلب آگاهى داشتند؛ چرا كه در تورات چنين آمده است:" همانا خداى تعالى جوهرى آفريد، آن گاه با نگاه هيبت بدان نگريست و تبديل به آب شد. در مرحله بعد، آسمانها و زمين را از آب آفريد و بين آنها را برشكافت."»[٦]
[١] . نهج البلاغه، ج ٢، ص ١٩١، خطبه ٢١١.
[٢] .[ انبياء( ٢١) ٣٠.]
[٣] . فصّلت( ٤١) ١١ و ١٢.
[٤] . نازعات( ٧٩) ٢٨.
[٥] . انبياء( ٢١) ٣٠.
[٦] . التفسير الكبير، ج ٢٢، ص ١٦٢. نسخههاى كنونى تورات، اين عبارت را ندارد؛ كه شايد در روند تحريف آن- كه پيوسته وجود داشته و دارد- از بين رفته است.