ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٤٣ - آمار سطحى و بررسى فكر عمومى در تاريخ اسلام
واحده تشكيل دهد، در اينجا از نظر تعبير نزول بر قلب كه محل اسرار است اشاره بدين معنى شده است. از مجلسى (ره)- «إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ» اين آيه از متشابهات است و مفسران و روايات در بيان آن اختلاف دارند به وجوهى:
١- امانت مطلق تكاليف است و مقصود عرض آنها است بر اهل آسمانها و زمين و جبال، يعنى تعريف اهميت آن و اباى اهل آنها، يعنى از ترس امتناع ورزيدند از خيانت در امانت و تحمل مسئوليت خلاف كارى در آن، و از اين ميان انسان ستم كار و نادان اين مسئوليت را به گردن گرفت و گناه ورزيد و امانت الهيه را نگهدارى نكرد.
٢- عرض امانت يعنى مقابله و سنجش آن با آسمانها و زمين و جبال و مقصود اين است كه از همه اينها بزرگتر است، و آنها از ضعف در برابر آن ترسيدند آن را حمل كنند ولى انسان از ظلم و نادانى آن را قبول كرد و مسئول شد.
٣- بيضاوى گفته مقصود از امانت طاعت است به اعتبار عظمت آن و منظور اين است كه تا آنجا بزرگ است كه اگر بر اين اجرام عظام عرضه شود و شعور داشته باشند از پذيرش آن بترسند و كنار روند و انسان سست پيكر و ناتوان آن را پذيرفت تا به خير دارين رسد، ولى او ستمكار است كه حقش را ادا نكرد و به سرانجام بد كارى خود نادان است.
يعنى از نظر اغلب افراد چنين است و طبرسى هم قريب همين معنى را گفته كه مقصود اين است كه اگر آسمانها و زمين و جبال عقل داشتند و امانت بر آنها عرضه مىشد كه عبارت از وظائف اصول و فروع دين باشد و مختار بودند در رد و قبول با اين پيكر بزرگ و سختى و نيرومندى از حملِ آن امتناع مىكردند براى ترس از تقصير در اداى حقش، ولى انسان ناتوان آن را حمل كرد و به واسطه ظلم و جهلش ترسى به خود راه نداد و كلام ابن عباس هم كه