ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٨٤٥
و انفال هم بمانند آن است و در رتبه او است. پايان نقل از مجلسى (ره).
من مىگويم: مرحوم كلينى (ره) فيء را به معنى باز پس گرفته دانسته است و به اين معنى بر همان چيزهائى راست آيد كه حكومت اسلامى به حق آن را از ديگران گرفته است و كلمه (أفاء) در آيات مذكوره نسبت به خدا دارد و معنايش اين است كه آنچه را از ديگران باز پس گرفته و به پيغمبر داده و هر سببى كه خدا فراهم كند براى رسيدن مالى به پيغمبر گو اينكه به دل صاحبان آن اندازد كه آن را از روى دلخواه به آن حضرت دهند، اين تعبير درست باشد و آنچه اهل لغت در اين باره گفتهاند از استعمالات فقهاء و اهل حديث و مفسران گرفتهاند و معلوم نيست كه اصل لغت را نقل كرده باشند، آنچه مهم است تحقيق اين مطلب است كه كلمه فيء نسبت به اين اموال يك اصطلاح دينى است و در اصل لغت به معنى همان رجوع است و زبان شرع به اين مناسبت آن را نام اموالى گذاشته كه به نيروى خود از دست ديگران باز گرفته است و چهار سهمى كه به قشون غنيمت ستان داده شده به عنوان كارمزد است و از نظر اسلام مزد كارگر تا اين پايه افزايش يافته است. از مجلسى (ره)- در تفسير آيه خمس محقق اردبيلى گفته است كه در مجمع البيان گفته: لغت غنيمت آن است كه از كفار گرفته شود از اموال حرب، يعنى آنچه را از كفار گرفتيد به زور. و بيان هر دو كوتاه است، مقصود اين است كه مراد از غنيمت در اينجا غنائم ميدان جنگ است كه آن يكى از هفت چيزى است كه خمس بدان تعلق گيرد نزد اكثر اصحاب ما، و آن هفت عبارت است از:
(١) غنيمت دار الحرب (٢) سود بازرگانى و زراعت كارى و صنعت پس از هزينه سال براى صاحبش به وجه متعارف و لائق به حال او بىاسراف و تنگ گرفتن در معاش (٣) معادن (٤) گنج (٥) آنچه به غواصى از دريا برآورند (٦) حلال مخلوط به حرام، در صورتى كه اندازه