ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٨٤٣
از مجلسى (ره)- آن را چون كوه احُد سازد، يعنى براى آنكه مىدهد و در اينجا تشبيه معقول به محسوس شده است و مقصود اين است كه ثواب اين كار ميان ديگر كارهاى شايسته چون كوه احُد است در برابر پيكرههاى ديگر، يا مقصود اين است كه دادن يك درهم به دست امام چون دادن يك كوه احُد پول است به دست ديگران، و دادن وجه به امام ممكن است اعم از صله به خود امام باشد و شامل دادن زكاة و صدقات ديگر به او بشود زيرا او بهتر به مصرف واقعى مىرساند، و مفيد و ابو الصلاح با امكان آن واجب دانند و در صورت دسترسى نداشتن به خود امام بايد به فقيه جامع الشرائط داده شود.
مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ- بيضاوى قرض الحسنه را گفته: يعنى قرض مقرون به اخلاص و دل خوش، يا قرض از مال حلال، و برخى قرض الحسنه را مجاهده و انفاق در راه خدا دانستهاند. از مجلسى (ره)- قوله ره «حيث يقول» تعليل از اين نظر است كه خليفه شخص كسى است كه جانشين او و به جاى او است و هاء براى مبالغه است و اين دلالت دارد كه امام را روا است در زمين هر گونه خواهد تصرف كند چنانچه خدا را سزد كه در آن تصرف كند.
«ثمّ صار لأبرار ولده» زيرا كه آنها هم نيز خلفاى خدايند، راغب در مفردات خود گفته است: فيء وفيئه برگشت به وضع پسنديدهاى است، خدا فرموده است: «حَتَّى تَفِيءَ إِلى أَمْرِ اللَّهِ» تا برگردد به پيروى دستور خدا، و باز فرموده: «فَإِنْ فاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُما» اگر بر گشت كرد و به سر صلح با حق آمد ميان آنها را اصلاح كنيد و از اينجا است كه گويند: «فاء الظل» سايه برگشت، و فىء به سايه بعد از ظهر گويند كه برگشت سايه بعد از ظهر است، خدا فرموده است (٥٠ سوره نحل): «آيا نبينند آنچه را خدا آفريده است از هر چيزى كه برگردد سايهاش». گفتهاند غنيمت بهرهاى است كه رنج فيء را نداشته، خدا هم فرموده است (٧ سوره حشر): «آنچه خدا به رسولش از اهل