ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٨٤٤
قريهها فيء داده است» و فرموده است (٥٠ سوره احزاب): «و آنچه ملكت شده از كسانى كه خدا فيء تو نموده» و فرموده است (٦ سوره حشر):
«و آنچه خدا از آنها فيء رسول ساخته پس هر چه را كه اسب سوار و شتر سوار دنبالش نرانديد». برخى گفتهاند اينها را فيء گويند به مانندى سايه براى آگاهى از اينكه شريفترين كالاى جهان چون سايهاى است كه زودگذر است.
در نهايه گويد: در حديث ذكر فيء در موارد مختلفى مكرر شده است و آن مالى است كه از كفار به دست مسلمانان افتد بىجنگ و جهاد، و اصل فيء رجوع است، و گويا در اصل مال آنها بوده و سپس به آنها برگشته است و از اينجا است كه به سايه بعد از ظهر فيء گويند زيرا كه آن از جانب مغرب به سوى مشرق برمىگردد. انتهى.
مجلسى (ره) گويد: من مىگويم آنچه مصنف در معنى كلمه فيء گفته مخالف گفته لغوىها و ظاهر آيات است و اخبار، چون خدا فرمايد (٦ سوره حشر): «آنچه را خدا از آنان فيء رسول سازد پس هر چه را اسب سوار و شتر سوار بر آن نرانديد ولى خود رسُل خود را بر هر چه خواهد مسلط سازد و خدا بر هر چيز توانا است» و فرمايد خدا سبحانه (٧ سوره حشر): «آنچه را خدا از اهل قرى فيء رسول خود كند پس از آن خدا است .. الخ».
و شيخ در تهذيب به سند خود از امام صادق (ع) روايت كرده است در باره غنيمت كه خمسش بيرون شود و هر چه ماند ميان قشونى كه بر سر آن جنگيده و آن را به دست آورده پخش كنند، و امّا فيء و انفال مخصوص رسول خدا (ص) باشند، و باز ضمن حديث مفصَّلى از آن حضرت كه فرمود:
هر زمين ويران و هر ته رودخانهاى همه از فيء و انفال است كه از آن خدا و رسول او است و هر جا خواهد مصرف كند، و از آن حضرت است در حديث طولانى نيز كه فرمود: فيء آن اموالى است كه خون ريزى بر سر آن نشده