ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٨٣٣
مال الغريم، يعنى صاحب الامر (ع). شيخ ايده اللَّه گفته است اين رمزى است كه از قديم ميان شيعه معروف بوده و به عنوان تقيه بدان خطاب مىشده است.
من مىگويم كه: غريم به بستانكار و بدهكار هر دو اطلاق مىشود و مقصود در اينجا همان معنى اول است زيرا اموال آن حضرت در دست و عهده مردم بوده است، و ممكن است مقصود معنى دوم باشد زيرا كسى كه قرض او بالا گيرد از مردم نهان مىشود و روى مىپوشد، و گويا آن حضرت از نظر غيبت و پنهانى غريم و بدهكار به مردم است يا به اعتبار اينكه او مديون تعليم علوم و معارف است به مردم و براى تقيه نمىتواند اين دين امامت خود را ادا كند و از مردم روى نهفته است و گويا به مردم بدهكارى دارد.
همدان در اكثر نسخ به دال بىنقطه است كه با سكون ميم نام قبيلهاى است از يمن، و با فتح ميم و ذال نقطه دار شهرى است معروف. از مجلسى (ره)- اسدى محمد بن جعفر بن محمد اسدى كوفى است كه ساكن رى بوده است و به او محمد بن ابى عبد اللَّه مىگفتند.
نجاشى گفته: ثقهاى است صحيح الحديث جز آنكه از ضعفا نقل مىكرده و قائل به جبر و تشبيه بوده، و شيخ گفته: يكى از ابواب است، و در كمال الدين گفته است كه: او از آن وكلائى است كه بر معجزات صاحب الزمان (ع) واقف شده است و او را ديده است.
من مىگويم: نسبتِ او به جبر و تشبيه براى اين است كه اخبار داله بر آنها را روايت كرده، و اين در بزرگوارىِ او ضرر ندارد. از مجلسى (ره)- از طبرى در دلائل الاعجاز به سند خود كه آن را به احمد دينورى مىرساند، گويد: من از اردبيل برگشتم به دينور به قصد حج و يكى دو سال پس از در گذشت امام عسكرى (ع) بود و مردم سرگردان بودند، شيعه نزد من گرد آمدند و گفتند: ١٦ هزار اشرفى از مالِ دوست داران نزد ما جمع شده و مىبايست آن را به همراه تو بفرستيم تا در آنجا كه بايد