ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٧٦ - آمار سطحى و بررسى فكر عمومى در تاريخ اسلام
باب استطاعت گذشت، اين آيه در سوره هود است كه فرموده است: «اگر پروردگارت مىخواست مردم را يك ملت مىساخت ولى هميشه مختلف هستند».
طبرسى گفته: يعنى آنها را يك ملت و يك كيش مىنمود و همه مسلمان و خوب بودند، يعنى آنها رابه مسلمانى وامىداشت و دل آنها را براى آن مسخر مىكرد ولى اين وادارى و زور بر مسلمانى با تكليف منافى است زيرا مقصود از آن استحقاق ثواب است و در صورت الجاء استحقاقى نيست، خدا خواسته ايمان آنها اختيارى باشد تا مستحق ثواب گردند و از اين رو هميشه در دين اختلاف دارند.
و بعضى گفتهاند در رزق و وضع زندگى اختلاف دارند و يك ديگر را مسخر هم مىكنند جز آنكه خدايش رحم كند از مؤمنان كه اختلاف نكنند و بر حق متحد شوند.
«وَ لِذلِكَ خَلَقَهُمْ» را چند معنى كردند:
١- آنان را براى رحمت آفريده.
٢- آنها را براى اختلاف آفريده، يعنى وضع آنها خواهى نخواهى به اختلاف كشيده شده است و اين لام دلالت بر عاقبت دارد نه آنكه هدف از آفرينش، اختلاف بوده است.
٣- آنها را براى اتحاد و اجتماع بر حق آفريده است چنانچه فرموده:
«من جن و انس را نيافريدم جز براى عبادت»، انتهى.
ولى آنچه امام در اين حديث فرموده لذلك را اشاره به رحمت گرفته است يعنى خدا همه مردم را براى رحمت آفريده چنانچه على بن ابراهيم به سند خود از ابى الجارود روايت كرده كه امام باقر (ع) فرمود: هميشه در دين اختلاف دارند جز آنكه پروردگارت رحمش كند يعنى آل محمد و پيروانشان، خدا تعالى مىفرمايد براى آن خلقشان كرده يعنى رحمت كه در