ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥٩٥ - باب در اينكه همه ائمه(ع) به دستور خدا تعالى بر سر كارند و به سوى او رهبرند
باب در اينكه همه ائمه (ع) به دستور خدا تعالى بر سر كارند و به سوى او رهبرند
١- از حكم بن ابى نعيم كه گفت: من نزد امام باقر (ع) رفتم و او در مدينه بود، پس به او گفتم: من در ميان ركن و مقام (در مسجد الحرام) نذر كردم كه اگر تو را ديدار كردم از مدينه بيرون نروم تا بدانم كه قائم آن محمد (ص) توئى يا نه؟ امام (ع) هيچ پاسخى به من نداد، من سى روز در مدينه ماندم، پس روزى آن حضرت در راه جلوى من در آمد و فرمود: اى حكم، باز كه تو در اينجائى؟ در پاسخ گفتم: آرى من به شما از آنچه براى خدا بر گردن نهادهام گزارش دادم، شما مرا نه دستورى داديد و نه غدقنى نهاديد و نه پاسخى فرموديد، فرمود: فردا بامداد مرا در خانه ديدار كن، من بامدادان نزد آن حضرت رفتم، فرمود: بپرس از نيازمندى خود، گفتم: من براى خدا بر گردن خود نذرى نهادهام از روزه و صدقه در ميان ركن و مقام كه اگر شما را ديدار كردم، از شهر مدينه بيرون نروم تا بدانم كه شما قائم آل محمد (ص) هستيد يا نه، اگر شما او باشيد آماده جهاد و ملازم شما باشم، و اگر نباشيد در زمين بگردم و جستجوى روزى كنم؟ فرمود: اى حكم، ما همه قائم به امر خدا هستيم و به دستور او بر سر كاريم، گفتم: توئى مهدى؟
فرمود: ما همه به خدا رهبرى كنيم، گفتم: شما آن امام شمشير زن