ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥٧٧ - باب آنچه در باره دوازده امام رسيده و نص بر آنها(ع)
٣- به همراهش در بهشت او، چه كس نشيمن دارد؟
على (ع): اى هارونى، به راستى براى محمد ١٢ تن رهبر و پيشواى دادخواه در دنبال است كه هر كه آنان را وانهد و بدانها نگرايد برايشان زيانى ندارد و از پايه آنها نكاهد و از هر كه با آنها وارونه باشد نهراسند و به راستى، آنان در كيشهاى خود از كوههاى افراشته بر زمين برجاتر باشند، نشيمنگاه محمد در بهشتى است كه اين دوازده رهبر دادگستر، با وى باشند.
جوان يهودى: سوگند بدان خدا كه نيست شايان پرستشى با او كه راست گفتى، به راستى، من در نوشتههاى پدرم هارون كه با دست خود نوشته و موسى عمويم به وى در خوانده، چنين يافتم، اكنون به من گزارش بده از آن يكى، به من بگو كه: وصىّ محمد چند سال زنده باشد پس از وى و آيا بميرد و يا كشته شود؟
على (ع): اى هارونى، پس از وى سى سال بپايد كه نه روزى افزايد و نه بكاهد. سپس به او در اينجا- يعنى بر تار كش- زخمى زنند و اين ريش او از اين خون سر او، رنگين گردد.
جوان يهودى (هارونى): فريادى كشيد و دست برد و كستى خود را بريد (رشتهاى كه يهودان روى جامه و زير زنار بندند) و مىگفت: من گواهم كه: نيست شايسته پرستشى جز خدا، يگانه است، شريك ندارد و گواهم كه محمد بنده و فرستاده او است و به راستى تو وصىّ او هستى و بايد در فراز همه باشى و نه در نشيب كسى و بزرگوارت شمرند و نه ناتوان (و لا تستصغر خ ل و نه كوچك).
گويد: سپس على او را به خانه خود برد و معالم دين را به او آموخت.