ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥٧٥ - باب آنچه در باره دوازده امام رسيده و نص بر آنها(ع)
دختر رسول خدا (ص) است.
جوان يهودى، رو به على (ع) آورد و گفت: آيا تو چنين هستى؟
على (ع): آرى، من چنين هستم.
جوان يهودى: من مىخواهم از شما سه مسأله و سه مسأله و يك مسأله بپرسم.
على (ع) با تبسم تلخى: اى هارونى، چرا نگفتى هفتا.
جوان يهودى: من سه تا از شما مىپرسم، اگر به من پاسخ دادى، از آنچه دنبال آنها است مىپرسم و اگر آنها را ندانى، من مىدانم كه ميان شماها دانشمندى نيست.
على (ع): من تو را به خدائى كه مىپرستى سوگند مىدهم، اگر من در هر چه خواهى پاسخ تو را بدهم، كيش خود را مىگذارى و در كيش من در مىآئى؟
جوان يهودى: من نيامدم مگر براى همين.
على (ع): پس بپرس از آنچه خواهى.
جوان يهودى: به من گزارش ده:
١- از نخست چكه خونى كه بر روى زمين چكيد، چه چكهاى بود؟
٢- نخست چشمهاى كه بر روى زمين جوشيد، چه چشمهاى بود؟
٣- نخست چيزى كه بر زمين جنبيد، چه بود؟
على (ع) به او پاسخ داد.
جوان يهودى: مرا از سه ديگر آگاه ساز:
١- بگو بدانم، محمد را چند رهبر دادخواه در دنبال است؟
٢- در چه بهشتى جايگزين است؟