مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٦٧ - تنبیه و توضیح
بعد [١]، إذ مراتب الاشتداد کمراتب السوادات و الحرارات أنواع متخالفة عند المشائین [٢]. فعلی اعتراف القوم یلزم و یثبت هیهنا أحکام ثلاثة [٣]:.
الأول: لمّا کان عند الاشتداد حصول أنواع بلانهایة موجودة بوجود واحد اتصالی، إذ المتصل الواحد له وجود واحد عندهم [٤]، فقد ثبت و تحقق أنّ الوجود أمر متحقق فی الخارج غیر الماهیة، بمعنی أنّ الأصل فی المتحققیة هو الوجود، و الماهیة معنی کلی معقول من کل وجود منتزعة عنه، محمولة علیه، متحدة معه ضرباً من الاتحاد و لو کانت الماهیة موجودة و الوجود أمراً معقولا انتزاعیاً کما ذهب إلیه المتأخرون لزم فی صورة الاشتداد وجود أنواع بلا نهایة بالفعل متمایزة بعضها عن بعض محصورة بین حاصرین، و یلزم منه مفاسد تشافع الأجزاء الّتی لاتتجزی کما یظهر بالتأمل.
و الثانی: إنّ السواد لمّا ثبت أنّ له فی حالة اشتداده أو تضعّفه هویة واحدة شخصیة [٥] ظهر أنها مع وحدتها و شخصیتها تندرج تحت أنواع کثیرة و تتبدل علیه معانی ذاتیة و فصول منطقیة حسب تبدل الوجود فی کمالیته أو نقصه، و هذا ضرب من الانقلاب و هو جائز، لأنّ الوجود هو الأصل و الماهیة تبع له کاتباع الظل للضوء [٦] فلیجز مثله فی الجوهر [٧].
و الثالث: إنّ هذا الوجود الاشتدادی مع وحدته و استمراره فهو وجود متجدد.
[١]. یعنی این نوعی تکامل انواع است ولی نه به معنایی که امروزه میگویند که در طول صدها هزار و یا میلیونها سال نوعی به نوع دیگر تبدیل میشود بلکه اینها میگویند آناً فآناً نوع عوض میشود و انواع لغزان هستند.[٢]. اشراقیون چون به تشکیک در ماهیت قائل هستند چنین چیزی نمیگویند.[٣]. چنان که گفتیم هر سه مطلب از مطالب لطیف مرحوم آخوند است.[٤]. مراد از «عندهم» این نیست که ما قبول نداریم بلکه مراد این است که خودشان هم این مطلب را قبول دارند.[٥]. ملاک این هویت واحد شخصی همان وجود است.[٦]. این گونه تشبیهات قهراً ضعیف است.[٧]. پس معلوم شد که در حرکات اشتدادی عرضی ما دائماً انقلاب ذات داریم. پس با تحلیلی که از این حرکات کردیم سنگ بزرگی را از راه اثبات حرکت جوهری برداشتیم زیرا انقلاب ذات تنها در حرکت جوهری نیست.