مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٢٥ - آیا این تخالف واقعی است؟
آیا این تخالف واقعی است؟
کوششهای بسیاری شده است تا ببینند آیا ایشان واقعاً نظریات مختلفی ابراز کرده است و یا این نظریات با یکدیگر قابل جمع هستند؟.
ما در اینجا ناچاریم مقداری از بحث جلسه گذشته را دوباره مطرح کنیم. گفتیم در باب علت نیاز به موضوع در حرکت، ممکن است کسی بگوید که حرکت عرض است و عرض نیاز به موضوع دارد. این را رد کردیم؛ حرکت نه عرض است و نه جوهر، بلکه با جوهر، جوهر است و با عرض، عرض. حرکت مثل وجود است که با جوهر، جوهر است و با عرض، عرض.
همچنین ممکن است کسی بگوید که حرکت از آن جهت نیازمند به موضوع است که در مقولات عرضی صورت میگیرد. چون مافیه الحرکه عرض است حرکت موضوع میخواهد و در واقع نیاز حرکت به موضوع به تبع مقولهای است که حرکت در آن واقع میشود و چون قدما فقط به حرکت در مقولات عرضی قائل بودهاند گفتهاند هر حرکتی موضوع میخواهد. پس مقولهای که حرکت در آن هست نیازمند به موضوع است نه حرکت بما هو حرکت؛ پس حرکت اگر در جوهر باشد اصلًا نیازی به موضوع نداریم. بیان آقای طباطبایی تقریباً همین است.
بیان دیگر که بیانات گذشته مرحوم آخوند بیشتر بر آن تکیه داشت این بود که حرکت از آن جهت که حادث است و بلکه عین حدوث است و هر حادثی نیازمند به قوه قبلی و ماده حاملِ قوه است نیازمند به موضوع یعنی نیازمند به یک قابل است.
اگر حرکتی در عالم صورت میگیرد، چارهای نیست مگر اینکه یک ماده حامل استعداد و نیز یک صورت در کار باشد- چون ماده به تنهایی نمیتواند موجود باشد- و این مرکب ماده و صورت، حرکت را قبول میکند ولو حرکت، حرکت جوهری باشد.
نظر چهارم که قبلًا گفته بودیم و در جلسه گذشته بیان نکردیم این است که حرکت از آن نظر که نیاز به حافظ وحدت دارد نیازمند موضوع است. مرحوم آخوند جواب این مطلب را در گذشته داده است و بنا بر اصالت وجود این مسئله دیگر حل شده است. توضیح اینکه قدما میگفتند وقتی در مقولهای حرکت صورت میگیرد، مخصوصاً اگر حرکت اشتدادی باشد، آن مقوله دارای انواع بالقوه است و هیچ کدام از انواع فعلیت ندارد. این انواع بالقوه نیازمند به یک حافظ وحدت هستند. موضوع