مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦٩ - نقد نظریه شیخ
علت حرکات عرضی بشود ولی آنگاه که طبیعت منشأ حرکات عرضی میشود، تغییراتی از خارج به طبیعت ملحق میشود- مثلًا شرایطی از خارج اضافه میشود- نه اینکه طبیعت تغییر ذاتی داشته باشد.
اگر سنگی را رها میکنیم و این سنگ علت یک حرکت میشود، طبیعت سنگ است که سنگ را پایین میآورد. اما اگر سؤال شود که چگونه طبیعت ثابت است در حالی که معلولش متغیر است پاسخ میدهند که طبیعت از جهت یک سلسله لواحق یکسان نیست. مراتب حرکت که پیدا میشود، مراتب و درجات قرب شیء به مرکز زمین تغییر میکند. قدما معتقد بودند که طبیعت خود سنگ است که آن را به سوی مرکز زمین میکشد ولی امروزه میگویند زمین است که سنگ را به سمت خود میکشد. چنانکه میدانیم هرچه جسم پایینتر میآید بیشتر تحت نیروی جاذبه قرار میگیرد و آناً فآناً بر سرعت آن افزوده میشود به طوری که جسم حتی در طول یک زمان هر چند کوتاه هم سرعت ثابتی ندارد.
پس امثال شیخ مسئله را به این صورت توجیه کردهاند که اگرچه امر ثابت نمیتواند علت امر متغیر باشد اما اگر یک امر، خودش ثابت باشد ولی شرط متغیری داشته باشد، به سبب آن شرط متغیر، علت هم متغیر میشود. اگر «الف» علت «ب» باشد اما «الف» به اصطلاح خودمان [یعنی طلاب] «مقتضی» باشد و «ج» شرط تأثیر این مقتضی باشد، در این صورت اگر «الف» و «ج» هر دو ثابت باشند هیچ کدام نمیتوانند علت «ب» که متغیر است باشند، اما اگر «الف» ثابت باشد و «ج» که شرط است متغیر باشد مجموع علت تامه متغیر است و باز علت امر متغیر، متغیر شده است.
نقد نظریه شیخ
مرحوم آخوند میگوید پس این دو رکن، یکی اینکه طبیعت علت حرکات عرضی است و دیگر اینکه علت متغیر، متغیر است مورد قبول منکرین حرکت جوهری است ولی توجیه آنان برای اینکه چگونه طبیعت ثابت، علت حرکات عرضی میشود نادرست است.
توضیح اینکه اگر مقتضی، «الف» و معلول، «ب» باشد گاهی شرط «ج» به نحوی است که در کنار مقتضی و جدای از مقتضی وجود دارد و بعد ما علیت «الف»