المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٠٨٣ - مبحث ابدال
ترجمه و شرح:
فصل
بيان نوعى از ابدال
مصنّف گويد:
كلمهاى كه بروزن « فعلى » است و اسم مىباشد از لام الفعلش كه ياء است « واو » را بدل مىآورند مانند: تقوى.
شارح گويد:
مراد اينست كه هركلمهاى كه بروزن « فعلى » بفتح فاء بوده در حالى كه اسم باشد واو را از لام الفعلش كه « ياء » است بدل مىآورند مانند: تقوى.
اصل آن: تقيا بوده زيرا از مادّه « وقيت » مىباشد، سپس « ياء » را به « واو » بدل نمودند.
بخلاف كلمهاى كه بروزن « فعلى » بوده ولى وصف باشد مانند: صديى (عطشان) چه آنكه ياء آن به « واو » قلب نمىگردد.
تبصره
سپس شارح گويد:
اينكه مصنّف گفت: غالبا جاء ذاالبدل (بدل آمدن واو از ياء غالبا است نه دائما).
احتراز است از مثل: ريّا بمعناى رائحه و بوى چه آنكه اين كلمه اگر چه بروزن « فعلى » است و اسم نيز مىباشد ولى معذلك ياء آن به « واو » تبديل نشده است لازم به تذكّر است كه « ريّا » وصف مؤنّث « ريّان » نيست زيرا وصف مزبور به معناى سيراب بوده در حالى كه كلمه مورد بحث در اينجا به معناى بوى و رائحه مىباشد.
مصنّف گويد:
لام الفعل « فعلى » وصفى به عكس مىآيد:
شارح گويد:
يعنى در « فعلى » بضمّ فاء كه وصف است حكم بعكس مىباشد يعنى بجاى اينكه « واو » را بدل از « ياء » بياوريم، ياء را بدل از « واو » مىآوريم مانند: عليا كه در اصل علوا بوده سپس آن را به ياء مبدّل ساختيم.
بخلاف وزن « فعلى » كه اسم برآن آمده باشد همچون: حزوى (اسم مكانى) است چه آنكه واو آن به ياء بدل نمىشود.