المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٠٨١ - مبحث ابدال
يعنى در يك مورد ديگر ياء به واو منقلب مىشود و آن در جائى است كه كلمه بنا شده از « رمى » بروزن سبعان بيايد مانند: رموان كه در اصل رميان بوده.
مصنّف گويد:
و اگر ياء عين الفعل باشد براى كلمهاى كه بروزن « فعلى » وصفى است در آن دو وجه جايز است.
شارح گويد:
مراد از « دو وجه» يكى اعلال بوده و ديگرى تصحيح و قلب ضمّه به كسره مىباشد مانند: كوسى و كيسى كه مؤنّث أكس مىباشد.
بخلاف وزن « فعلى » كه اسم باشد چه آنكه در آن صرفا اعلال بوده و غير آن جايز نيست مانند: طوبى كه اسم است براى درختى.
قوله: كوسى: اسم تفضيل و صيغه مؤنّث مىباشد همچون: صغرى.
متن: «٩٦٤»
|
من لام فعلى اسما أتى الواو بدل |
ياء كتقوى غالبا جاذا البدل |
تجزيه و تركيب
من: حرف جرّ.
لام: مجرور به « من » ، مضاف، متعلّق به « اتى ».
فعلى: مضاف اليه.
اسما: حال است از « لام ».
اتى: فعل ماضى، مفرد، مذكّر، غائب، ثلاثى مجرّد، لازم.
الواو: فاعل براى « اتى ».
بدل: مضاف، حال از « الواو ».
ياء: مضاف اليه.
كاف: حرف جرّ.
تقوى: مجرور بكاف، متعلّق باستقرّ، خبر براى مبتداء محذوف.
غالبا: حال است از فاعل « جاء ».
جاء: فعل ماضى، مفرد، مذكّر، غائب.
ذا: اسم اشاره، فاعل براى « جاء ».